گنجور

 
سلمان ساوجی
 

من لاف چون زنم، که سرم را هوای توست

بس نیست؟ این قدر که سرم خاک پای توست

با آنکه رفته در سر مهر تو، جان من

جانم هنوز، بر سر مهر و وفای توست

پرداختیم، گوشه خاطر، ز غیر دوست

کین گوشه، خلوتی است که خاص، از برای توست

ای غم وثاق اوست دلم، گرد او مگرد

جایی که جای فکر نباشد، چه جای توست

آیینه صفات خدایی و خلق را

جمعیتی که روی نمود، از صفات توست

چشم بدان، ز حسن لقای تو دور باد

کاکنون بقای عالمیان، در لقای توست

آنچ از تو می‌رسد به من احسان و مردمی است

و آنها که می‌رسد، به تو از من دعای توست

موی تو بر قفای تو دیدم، بتافتم

گفتم، مگر که دود دلی، در قفای توست

مویت به هم برآمد و در تاب رفت و گفت

سودای کج مپز، که کمند بلای توست

گر بنده می‌نوازی، ور بند می‌کنی

ما بنده‌ایم، مصلحت ما، رضای توست

ور قطع می‌کنی سرم، از تن بکن، که نیست

قطعا برین سرم سخنی، رای، رای توست

خاک درت، به خون جگر گشت حاصلم

سلمان برو، که خاک درش خونبهای توست

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

mareshtani در ‫۱۱ سال و ۱۲ ماه قبل، جمعه ۲۲ آبان ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۲۷ نوشته:

darmesraje awale beide haftom(an tsche)bajad basurate(antsch)tas heh shawad
---
پاسخ: با تشکر، چنان شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
mareshtani در ‫۱۱ سال و ۱۲ ماه قبل، جمعه ۲۲ آبان ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۲۹ نوشته:

mesraje awale beide hashtom(barqafai to)1
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید محسن در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۳۲ نوشته:

این غم وثاق اوست......----درست است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.