گنجور

 
سلمان ساوجی
 

نداشت این دل شوریده تاب سودایش

سرم برفت و نرفت از سرم تمنایش

به نرد درد چو وامق نبود مرد حریف

هزار دست پیاپی ببرد عذرایش

کسی نتافت از و سر چو زلفش از بن گوش

سیاه روی درآمد فتاد و در پایش

غمش ز جای خودم برد و خود چه جای من است

که گر به کوه رسد، برکند دل از جایش

رخ مرا که برو سیم اشک می‌آید

بیان عشق عیان می‌شود ز سیمایش

نهفته داشت دلم راز عشق چون غنچه

هوای دوست دمش داد و کرد رسوایش

دل مرا که امروز رنجه داشت چه غم

دلم خوش است که خواهد نواخت فردایش

همه امید به آلا و رحمتش دارد

وجود من که ز سر تا بپاست آلایش

گناهکار و فرومانده‌ام ببخش مرا

که هست بر من بیچاره جای بخشایش

سواد هستی سلمان ز روی لوح وجود

رود ولیک بماند نشان سودایش

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

mareshtani در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۹ آبان ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۴۵ نوشته:

mesraje sowom(banasd)1
---
پاسخ: محل اشکال؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
mareshtani در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۳۶ نوشته:

doste aziz darmaqtaje awale mesra eshkale khele kotschake wojuddarad man namekhwaham osharakonam mohawwelmekonam bajenabe khode shoma.1
ba arse adabo ehteram
---
پاسخ: این طور که من متوجه شدم شما پیشنهاد می‌کنید «نرد» را با «نزد» در مصرع اول بیت دوم جایگزین کنیم. اگر اینطور باشد به نظر من درست نیست، چون کلمات «حریف» و «دست» و «ببرد» در بیت نشان می‌دهد که واقعاً مقصود «نرد» بوده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید محسن در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۴ نوشته:

سیاه روی در آمد فتاد در پایش-----درست است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.