گنجور

 
سلمان ساوجی
 

ای که بر من می‌کشی خط و نمی‌خوانی مرا!

بر مثال نامه، بر خود چند پیچانی مرا؟

رانده‌اند ازل، بر ما بناکامی، قلم

نیستم، کام دل آخر تا به کی رانی مرا؟

در سر زلف تو کردم، عمر و آن عمر عزیز

سر به سر بر باد رفت، اندر پیشانی مرا

می‌دهم جان تا بر آرم با تو یکدم، چون کنم

هیچ کاری بر نمی‌آید، به آسانی مرا

همچو عود از من برآمد دود، تا کی دم دهی؟

آتشی بنشان بر آتش، چند بنشانی مرا؟

مرد سودایت نبودم، کردم و دیدم زیان

وین زمان سودی نمی‌دارد، پشیمانی مرا

از ازل داغ تو دارم، بر دل و روز ابد

کس نگیرد ظاهراً، با داغ سلطانی مرا

کرده بودم ترک ترکان کمان ابرو و باز

می‌برند از ره به چشم شوخ و پیشانی مرا

بنده‌ای باشد تو را سلمان گران باشد که آن

یک قبول حضرت خود، داری ارزانی مرا

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

mareshtani در ‫۱۱ سال و ۱۲ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۳۳ نوشته:

mesraje awale beide dowom bajad(randa and roze azal)wa ia (andar azal)bashad

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهرنوش در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۶ نوشته:

بیت سوم: شاید قافیه باید "پریشانی" باشه به جای پیشانی. چون 1- با زلف در مصرع اول جناس داره و 2- پیشانی در بیت هشتم استفاده شده

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
خانم الف در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۳۷ نوشته:

در بیت دوم کلمه ای جا افتاده:
یا "روز ازل"
و یا "از ازل"
صحیح است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید محسن در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۱۷ نوشته:

شاید منظور شاعر این بوده که زلف یار در پپیشانی او و یا سرنوشت او به باد رفته---میتوان در اینجا پیشانی را سرنوشت دانست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.