|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده با آسمان سخن میگوید و از او در مورد سر برهنهاش سوال میکند. آسمان به او میگوید که او که تحت سوگند چرخ (سرنوشت) است، چرا سر خود را بدون کلاه نمایش میدهد. گوینده به آسمان پاسخ میدهد که داشتن کلاه (سرفرازی) از او نمیخواهد، چون این به او و طبیعتش مربوط نمیشود و بر خود نمیپسندد که به سر منت سپهر (آسمان) معتقد باشد. او تصریح میکند که اگر بخواهد، میتواند کلاهی بگیرد، اما ارزش واقعی را در سرفرازی میبیند.
هوش مصنوعی: در شب، خرد به من اشاره کرد و گفت: "ای کسی که معنا را به شکلی درست به دوش میکشی و در آن پنهان هستی، به خودت خوب توجه کن."
هوش مصنوعی: تو که تحت تأثیر چرخ روزگار هستی و سرگرمیهای آن را میبینی، چرا اینگونه با بیخیالی رفتار میکنی؟ این چه وضعی است؟
هوش مصنوعی: اگر از آسمان بخواهی که تاجی از نور خورشید برای تو بیاورد، مانند درخواستی از اوست که الهام و زیبایی را به تو هدیه میدهد.
هوش مصنوعی: به پیر دانا گفتم: آیا زمان آن فرا رسیده است که کودک احساسات من به سرنوشت آسمان اعتماد کند و در انتظار رحمت و مهربانی آن باشد؟
هوش مصنوعی: اگر من بخواهم احساس بزرگی و سربلندی داشته باشم، او برایم کلاهی میفرستد، چرا که او صاحب و صاحبجایگاههاست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به سرای سپنج مهمان را
دل نهادن همیشگی نه رواست
زیر خاک اندرونت باید خفت
گرچه اکنونت خواب بر دیباست
با کسان بودنت چه سود کند؟
[...]
من ندانم که عاشقی چه بلاست
هر بلایی که هست عاشق راست
زرد و خمیده گشتم از غم عشق
دو رخ لعل فام و قامت راست
کاشکی دل نبودیم که مرا
[...]
بسرای سپنج مهمان را
دل نهادن همیشگی نه رواست
زیر خاک اندرونت باید خفت
گرچه اکنونت خواب بر دیباست
با کسان بودنت چه سود کند؟
[...]
هر چه دور از خرد همه بند است
این سخن مایهٔ خردمند است
کارها را بکشی کرد خرد
بر ره ناسزا نه خرسند است
دل مپیوند تا نشاید بود
[...]
بسرای سپنج مهمان را
دل نهادن بممسکی نه رواست
زیر خاک اندرونت باید خفت
گرچه اکنونت خواب بر دیباست
با کسان بودنت چه سود کند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.