بیا بمیکده تأثیر را تماشا کن
جوانی خرد پیر را تماشا کن
مس وجود تو تا عاقلی نگردد زر
بعشق دل ده و اکسیر را تماشا کن
نه سوی بینی و نه مایه تا بخود نگری
ز خویش بگذر و توفیر را تماشا کن
چو در نماز در آئی نیاز شو همگی
جمال شاهد تکبیر را تماشا کن
برای دیدن صنع خدا بباغ جهان
تن جوان و دل پیر را تماشا کن
برآی بر زبر قصر بیسکون شباب
شتاب عمر سرازیر را تماشا کن
چها که با دل ما میکند خدنگ قضا
کمان پر کش تقدیر را تماشا کن
خرابی تن و معموری دلست ای فیض
بکش ریاضت و تعمیر را تماشا کن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و دلربایی جوانی و عشق اشاره میکند و از شنونده میخواهد تا از زوایای مختلف زندگی و وجود خود را تماشا کند. او به اهمیت غرق شدن در عشق و معنویت تاکید دارد و برای دیدن حقایق عمیقتر، باید از خودگذشتگی کند. همچنین، به ناپایداری زندگی و گذر زمان اشاره میکند و به ضرورت توجه به جمال خداوند و آثار او در جهان دعوت میکند. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که تن و روح در زندگی باید به تعادل برسند و او از مخاطبان میخواهد تا با ریاضت و تلاش، به این توازن دست یابند.
هوش مصنوعی: بیا به میخانه و تماشای تأثیر شراب را ببین، جوانی را که در حال خوشگذرانی است و پیر را که تجربههایش را به یاد میآورد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که عقل به کمال نرسیده، مس وجود تو به طلا تبدیل نمیشود؛ پس دل خود را به عشق بسپار و به تماشای اکسیر بپرداز.
هوش مصنوعی: نه به ظاهر دقت کن و نه به اصل و ریشه، بلکه به درون خود بنگر و از ویژگیهای متفاوت دیگران آگاه شو.
هوش مصنوعی: وقتی وارد نماز میشوی، با خضوع و نیاز در برابر خداوند سر فرود آور و همهتان زیبایی و عظمت الهی را تماشا کنید.
هوش مصنوعی: برای مشاهدهی آفرینش خداوند، به باغ زندگی نگاه کن؛ در حالی که جسم جوان و دل پیر را میبینی.
هوش مصنوعی: برخیز و بر بالای قصر بیسکون بایست و جوانی را که در حال گذر است، تماشا کن.
هوش مصنوعی: به تماشای تقدیر و سرنوشت بنشین، که چگونه تیرهای سرنوشت با دل ما بازی میکنند و لحظات زندگی را شکل میدهند.
هوش مصنوعی: خرابی و آسیب به جسم نشانهای از درونی پرشور و دل شاد است. ای فیض، به تمرین و سختی بپرداز و به تجدید و بهبود حال و روح خود توجه کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شکوه عشق جهانگیر را تماشا کن
دلی ز سنگ کن این شیر را تماشا کن
به انتظار اجل عمر را تباه مکن
بغل گشایی شمشیر را تماشا کن
ترا که چشم ز خوبان به حسن معنی نیست
[...]
صفای گلشن کشمیر را تماشا کن
درین چمن من دلگیر را تماشا کن
ز شوق گلشن ایران، به هند در قفسم
اجازتم ده و شبگیر را تماشا کن
به جرم یک نگه از آتش فراقم سوخت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.