گنجور

 
جامی

اژدهای عشق زد زخمی عجب بر دل مرا

نیست خاطر سوی تریاک و فسون مایل مرا

نیست تریاک و فسون من بجز جانان که ساخت

مهرش از صبح ازل در جان و دل منزل مرا

عمر در تحصیل وصلش رفت و آن حاصل نشد

وارهان ای هجر ازین تحصیل بی حاصل مرا

منزل او دور و بر من کوههای بار دل

کی تواند برد با این بارها محمل مرا

هستی من شد حجاب او بده ساقی شراب

تا کند از هستی من یک زمان غافل مرا

گر نگیرد دست من شاه عرب ای وای من

اینچنین کاندر عجم مانده ست پا در گل مرا

جامی آسا غرقه دریای عشق او شدم

هیچ ازین دریا مبادا روی در ساحل مرا

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
صائب تبریزی

کی سبکباری ز همراهان کند غافل مرا؟

بار هر کس بر زمین ماند، بود بر دل مرا

مشاهدهٔ ۴ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
هاتف اصفهانی

ناقه آن محمل نشین چون راند از منزل مرا

جان قفای ناقه رفت و دل پی محمل مرا

ز آتش رشکم کنی تا داغ، هر شب می‌شوی

شمع بزم غیر و می‌خواهی در آن محفل مرا

بعد عمری زد به من تیغی و از من درگذشت

[...]

مشتاق اصفهانی

بی‌تو مرگ آسوده سازد اضطراب دل مرا

آنچه گردابست عالم را بود ساحل مرا

ناید از دستم گشاد عقدهای دل که هست

ناخنم سست و هزاران عقده مشکل مرا

در محیط عشق کز وی نیست امید نجات

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مشتاق اصفهانی
سحاب اصفهانی

ماند آخر حسرت دیدار او در دل مرا

منتی در دل نهاد این مرگ مستعجل مرا

بارها دل بر وفای خوبرویان بسته ام

باز می خواهم که داند هر کسی عاقل مرا

نفگند از دور هرگز ناوکی بر سینه ام

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سحاب اصفهانی
یغمای جندقی

زالتزام عقل شد دیوانگی حاصل مرا

بعد از این دیوانه خوان، بینی اگر عاقل مرا

بخت میمون بین که چون صیا سنگین دل مرا

نیم بسمل می فروشد می خرد قاتل مرا

با دلت کاش ای کمان ابرو بدل گردد دلم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه