تا کی ز حرص سیم مس رخ طلا کنی
رو کوش در عمل که نظر کیمیا کنی
ملک جهان و هر چه در آن هست آن تست
لیک آنزمان که خویش تو آن خدا کنی
بالله تو را بقای ابد دست میدهد
در راه حق چو هستی خود را فدا کنی
گفتند مار نفس بکش ای عجب که تو
این مار را بپروری و اژدها کنی
خشت است بالش آخر و خاکست بسترت
حالی اگر ز چرخ برین متکا کنی
آخر برهگذر فتدت سیم استخوان
گر صد هزار خانهٔ زرین بنا کنی
زان پیشتر که از تو علایق جدا شود
آن به که خویش دل ز علایق جدا کنی
حق مهربان تر از تو بود بر تو حیف نیست
بیگانه خویش را ز چنین آشنا کنی
او خواندت بخود تو گریزی بسوی دیو
ابلیس را بگیری و حق را رها کنی
با حق تو عهد بستهٔی اندر ازل صغیر
توفیق خواه از او که بعهدت وفا کنی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تذکردادن انسانها در مورد ارزشهای حقیقی زندگی و دوری از وابستگیهای دنیوی میپردازد. شاعر به خواننده میگوید که نباید به چیزهای زودگذر مانند ثروت و زیبایی ظاهری وابسته شود، بلکه باید به کارهای نیک و صحیح توجه کند. او بر اهمیت خنثیسازی نفس و دلبستگیها تاکید میکند و یادآوری میکند که در نهایت همه چیز زائل میشود و انسان باید به خدا و حقیقت نزدیک شود. شاعر همچنین به روابط بین انسان و خدا اشاره میکند و اهمیت وفاداری به عهدی که با خدا بستهایم را یادآوری میکند. در نهایت، او انسان را به سمت روشنایی و صداقت در زندگی هدایت میکند.
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی برای به دست آوردن چیزهای بیارزش مثل نقره و تظاهر به داشتن طلا تلاش کنی؟ بهتر است به عمل و کار واقعی توجه کنی تا بتوانی به حقیقت و ارزشهای واقعی دست پیدا کنی.
هوش مصنوعی: جهان و تمام چیزهایی که در آن وجود دارد، مال توست، اما زمانی که خود را به خدا نزدیک کنی و او را به درستی بشناسی.
هوش مصنوعی: اگر برای حفظ حق و حقیقت جان خود را فدای آن کنی، خداوند به تو عمر جاویدان و ماندگار عطا میکند.
هوش مصنوعی: گفتند که تو چطور میتوانی از این مار مراقبت کنی و آن را بزرگ کنی تا به اژدهایی تبدیل شود! این کار عجیبی است.
هوش مصنوعی: بالشتت از خشت ساخته شده و بسترت از خاک است. حالا اگر بخواهی از چرخ فلک (سرنوشت) به عنوان متکا استفاده کنی، چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: آخر، زندگی انسان با همه ی زیباییها و ثروتها همیشگی نیست. حتی اگر انسان با ثروت فراوان و خانههای طلایی زندگی کند، در نهایت باید به سرنوشت خود تن بدهد و از این دنیا برود.
هوش مصنوعی: قبل از اینکه وابستگیها و علاقههای تو از بین بروند، بهتر است خودت دل را از آن وابستگیها جدا کنی.
هوش مصنوعی: خداوند از تو مهربانتر است، پس چرا باید کسی که به تو بیگانه است را به آن اندازه نزدیک کنی که با کسی که برایت آشناست، چنین رفتار کنی؟
هوش مصنوعی: او تو را به سوی خود میخواند، اما تو به سمت دیو ابلیس میگریزی و حق را ترک میکنی.
هوش مصنوعی: تو در ازل با خدا پیمان بستهای، حالا برای توفیق از او درخواست کن که به عهد و پیمانت وفا کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سوگند خوردهای که از این پس جفا کنی
سوگند بشکنی و جفا را رها کنی
امروز دامن تو گرفتیم و میکشیم
تا کی بهانه گیری و تا کی دغا کنی
میخندد آن لبت صنما مژده میدهد
[...]
گر زلف خود به فتنه و شوخی رها کنی
سرهای ما کشان همه در زیر پا کنی
گفتی نمایمت رخ و گامت ز لب دهم
لطفیست این و مهر تو اینها کجا کنی
شوخی فراغ از آتش و آبت از آن مدام
[...]
جانا چه باشد ار دل ما را دوا کنی
رحمی به حال زار من بینوا کنی
ای لعل تو چو آتش و روی تو همچو ماه
باشد که از کرم گذری سوی ما کنی
دادی هزار وعده به وصلم ز لطف خویش
[...]
خواهم که حاجت من بیدل روا کنی
خواهم که با وصال خودم آشنا کنی
از فخر پای بر سر هفت آسمان نهم
روزی اگر نظر به من بینوا کنی
تا کی کمان چاچی ابرو کشی به من
[...]
کز قید جسم تیره، چو جان را رها کنی
حشر مرا به زمرهٔ آل عبا کنی؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.