گنجور

 
صغیر اصفهانی

طعنه بر ما مزن ای شیخ و به خود غره مشو

زان که معلوم شود کِشته به هنگام درو

پاک کن دل که به میخانه دوصد جامهٔ پاک

نستانند پی دادن جامی بگرو

دوش از پیر مغان خواستم اندرزی گفت

گوشی آور به کفم اده و اندرز شنو

عملی را که در آن روی و ریا هست مکن

مجلسی را که در آن صدق و صفا نیست مرو

اندر این دیر کهن از روش اهل زمین

آسمان می‌گزد انگشت همی از مه نو

در مؤثر چه کنی مغلطه با این آثار

که دلیل است به خورشید فروزان پرتو

عمل نیک و بدت ماحصل تست صغیر

حاصل خود درود هر کسی از گندم و جو

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سوزنی سمرقندی

لنگ لنگاک من ای بلمه پیوسته برو

مغ مفلوج زده بر به رخت اف تفو

لنگ مغ زاده گر زاصل و چو مازو بی مغز

روی شسته بحشاشات و تراک و مازو

از ره ایمان در کفر مزیدی که چنین

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۳۱ مورد هم آهنگ دیگر از سوزنی سمرقندی
مولانا

همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو

چو مرا یافته‌ای صحبت هر خام مجو

همه سرسبزی جان تو ز اقبال دل است

هله چون سبزه و چون بید مرو زین لب جو

پر شود خانه دل ماه رخان زیبا

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
حکیم نزاری

آخر ای راحت جان دردِ دلِ ما بشنو

امشب از بهرِ خدا مرحمتی کن بمرو

امشبی باش که فردا به تو تسلیم کنم

جان و دل هر دو به دستِ تو نهادیم گرو

هم چنین کُنجِ من آراسته می دار چو گنج

[...]

ابن یمین

ای بخوبی رخ تو برده ز خورشید گرو

گشته طاق خم ابروی تو جفت مه نو

که شب از روز شناسد بیقین گر نبود

طره و چهره تو مایه ده ظلمت وضو

گر چو پروانه ز غم سوخت رقیبت چه غم است

[...]

سیف فرغانی

من چو از جان شده ام عاشق آن روی نکو

آخراین عشق مرا با تو سبب چیست بگو

از خودم بوی تو می آید واین نیست عجب

هرچه را با گل وبا مشک نهی گیرد بو

من چو با روی تو همچون مگسم با شکر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه