مرغ سحر همانا زین ناله برکشیدن
ما را کند ملامت شبها ز آرمیدن
من بندهٔ کسی کو در بندگی بداند
منظور حق چه باشد از بنده آفریدن
ای برگزیده حقت از ممکنات دانی
علت چه شد که گشتی لایق به برگزیدن
معراج جمله اشیا بودی تو و رسیدند
آنها به منزل خود هر یک زره بریدن
حق را تو بندگی کن معراج تست اینجا
از بندگی تو را هم باید بحق رسیدن
از حالها سراسر دانی چه حال خوشتر
وقت سحر ز بستر از شوق پا کشیدن
در گوشهئی بزاری با دوست راز گفتن
وز او نوید رحمت با گوش جان شنیدن
گاهی پی سجودش رخ بر زمین نهادن
گاهی پی رکوعش همچون فلک خمیدن
حالی صغیر بگشای از خواب دیده زیرا
در زیر خاک باید تا حشر آرمیدن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حالاتی از بندگی و عشق به خداوند میپردازد. شاعر از مرغ سحر میگوید که با نالههایش انسانها را از خواب بیدار میکند و آنها را به تفکر درباره هدف آفرینش دعوت میکند. او به بندهگی خداوند اشاره دارد و از اهمیت شناخت حق و هویتی که در بندگی نهفته است، سخن میگوید. شاعری که به معراج و موقعیت خاص انسان در هستی اشاره کرده و تمجید از حالتهای خاصی مثل سجود و رکوع را به تصویر میکشد. در نهایت، او بیان میکند که این حالات و ارتباط با خدا، هدف نهایی انسان است و در زمان مرگ باید به آغوش خدا برگردد.
هوش مصنوعی: مرغ سحر به خاطر نالههای ما باید از خواب شبانه ما انتقاد کند.
هوش مصنوعی: من انسانی هستم که در خدمت کسی قرار دارم که از هدف آفرینش بندگان درک درستی دارد.
هوش مصنوعی: ای محبوب و انتخاب شدهٔ حق از میان موجودات، میدانی چه دلیلی وجود دارد که تو شایستهٔ انتخاب شدی؟
هوش مصنوعی: تو نقطه اوج آفرینش و کمال تمامی موجودات هستی و هر یک از آنها به هدف و جایگاه خود رسیدند.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به حقیقت و واقعیت، باید برای آن تسلیم و بندگی کنی، زیرا این تسلیم و بندگی تو را به مقام واقعی خود میرساند.
هوش مصنوعی: در این لحظهها، تویی که میدانی چه حال خوشی است وقتی صبح زود از شوق بیدار میشوی و از خواب برمیخیزی.
هوش مصنوعی: در یک گوشه آرام و خلوت، با دوست خود رازی را در میان بگذار و از او بشنو که رحمتها و نعمتهای الهی را با تمام وجود احساس کنی.
هوش مصنوعی: گاهی برای سجده کردن، صورت را به زمین میگذارم و گاهی برای رکوع، همانند آسمان خم میشوم.
هوش مصنوعی: بیدار شو ای کوچک، از خواب بیداری کن، زیرا زیر خاک باید به خواب بروی تا روز رستاخیز.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای مرغ آسمانی آمد گه پریدن
وی آهوی معانی آمد گه چریدن
ای عاشق جریده بر عاشقان گزیده
بگذر ز آفریده بنگر در آفریدن
آمد تو را فتوحی روحی چگونه روحی
[...]
ای آرزوی چشمم رویت به خواب دیدن
دوری نمیتواند پیوند ما بریدن
ترسم که جان شیرین هجران به لب رساند
تا وقت آن که باشد ما را به هم رسیدن
موقوف التفاتم تا کی رسد اجازت
[...]
با گوی گفت چو کان کای در هوای وصلت
پیوسته کار قدم از بار غم خمیدن
داری دمی سر آن کآئی برم اگر چه
با من ترا نباشد آئین آرمیدن
گویش چه گفت گفتا گر خوانی ار برانی
[...]
خواهیم چون زلیخا، یوسف رخی گزیدن
بس دامنش گرفتن، وانگه فرو کشیدن
بیجهد بر نیاید، جان عزیز باید
جان عزیز دادن، یوسف به جان خریدن
گم کردهایم خود را، راهی نمای مطرب
[...]
گر سرزنیغ نیزت دارد سر بریدن
من بار سر نخواهم بار دگر کشیدن
زینسان که دل به پارب زآن غمزه خواست تیری
یک تیر بر نشانه خواهد بفین رسیدن
هر کس به دفع دردی آرام یابد و من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.