خوش بود دیده ز جان بستن و جانان دیدن
رحمت وصل پس از زحمت هجران دیدن
هان مخوانید بخلدم که به طوبی ارزد
یک نظر قامت آن سرو خرامان دیدن
چه بهشتی تو که دیدار تو را هر که بدید
کرد صرف نظر از روضهٔ رضوان دیدن
اشک ریزد بصر از دیدن روی تو که نیست
دیده را طاقت خورشید درخشان دیدن
ای که بی دوست شود عمر تو در عالم طی
حاصلت چیست از این رنج فراوان دیدن
کور شد چشم زلیخا بغم یوسف و گفت
کوریم به بود از یار بزندان دیدن
ای که در عرصهٔ میدان غمش افتادی
بایدت گوی صفت لطمهٔ چوگان دیدن
در دل خضر بود چشمهٔ حیوان چه روی
چون سکندر ز پی چشمهٔ حیوان دیدن
دیده بربند صغیر از خود و بین طلعت دوست
چشم خودبین نتواند رخ جانان دیدن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره آرزو و longing برای دیدن محبوب و عشق واقعی است. شاعر به زیبایی چشمنواز محبوب اشاره میکند و اینکه دیدن او به همه زحمات و مشکلات میارزد. او بیان میکند که چرا باید به چیزهای دنیوی فکر کرد وقتی دیدار محبوب وجود دارد. همچنین اشاره میشود که بسیاری به خاطر عشق و زیبایی محبوب دچار درد و رنج میشوند و برخی حتی از نعمات دنیوی صرفنظر میکنند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که خودخواهی و خودبینی مانع از درک زیبایی و معنا حقیقی عشق میشود.
هوش مصنوعی: دیدن معشوق بعد از دوری و سختی، بسیار لذتبخش و دلنشین است. چشمی که به خاطر عاشق شدن به جانش زحمت کشیده، اکنون با رحمت وصل، خوشحال و شاداب است.
هوش مصنوعی: اینجا میگوید که به خاطر زیبایی و جذابیت قامت آن سرو خرامان، هرگز به خودتان زحمت ندهید که برای من سخن بگویید؛ زیرا حتی یک نگاه به او به اندازه بهشت طوبی ارزش دارد.
هوش مصنوعی: شما چقدر زیبا و دلنشین هستید که هر کسی شما را ببیند، دیگر به بهشت و نعمتهای آن فکر نمیکند و تنها مجذوب دیدن شما میشود.
هوش مصنوعی: چشمانم از دیدن چهره تو اشک میریزند، زیرا چشمهایم قدرت دیدن خورشید درخشان را ندارند.
هوش مصنوعی: اگر بدون دوست زندگی کنی، عمرت در این دنیا چه فایدهای دارد؟ از این همه زحمت و رنج چه حاصل میکنی؟
هوش مصنوعی: زلیخا به خاطر غم یوسف چشمانش را کور کرد و گفت: بهتر است که انسان نابینا باشد تا اینکه یار خود را در زندان ببیند.
هوش مصنوعی: ای کسی که بر میدان غم او قدم گذاشتی، باید این واقعیت را بپذیری که باید پوچی و آسیب را در بازی زندگی ببینی.
هوش مصنوعی: خضر در دل خود چشمهٔ حیات را دارد. چرا که سکندر به دنبال این چشمه رفته و آن را دیده است.
هوش مصنوعی: چشم خرد را از خود ببند و به زیبایی دوست توجه کن، زیرا کسی که تنها به خود نظر دارد، نمیتواند چهره محبوب را ببیند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا کی ای جان اثر وصل تو نتوان دیدن
که ندارد دل من طاقت هجران دیدن
بر سر کوی تو گر خوی تو این خواهد بود
دل نهادم به جفاهای فراوان دیدن
عقل بی خویشتن از عشق تو دیدن تا چند
[...]
من و دزدیده در آن چاک گریبان دیدن
جلوه یوسفی از رخنه زندان دیدن
رمزی از بوالعجبی های نظربازان است
طبل رسوا زدن و شیوه پنهان دیدن
بیستون را الم مردن فرهاد گداخت
[...]
گرچه در آینه ممکن نبود جان دیدن
صورت جان ز چه در روی تو نتوان دیدن
من کنم گریه و او خنده کند حاجت نیست
روز باران به چمن رفتن و بستان دیدن
زلف بردار ز رخساره که نیکو نبود
[...]
ای که داری هوس طلعت جانان دیدن
نیست باشد شدنت وانگهش آسان دیدن
آن جمالی که فروغش کمر کوه شکست
کی توان از نظر موسی عمران دیدن
نشود تا دلت از قید علایق آزاد
[...]
میشد از طَرة او کام دل آسان دیدن
میتوانستی اگر خواب پریشان دیدن
ما گذشتیم ز فکر سر و سامان چه کنیم
نتوان زلف ترا بی سرو سامان دیدن!
زدهای دستة گل بر سرو داغم چه کنم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.