شبی که زلف تو ای نازنین فتاد بدستم
ز کاینات بریدم دل و بموی تو بستم
بجز تو روی ارادت بهیچ سوی ندارم
که خاستم ز سر عالمی و با تو نشستم
مرادم اول و آخر توئی و روی تو باشد
چراغ شام ابد آفتاب صبح الستم
تو را ستایم و بس هر که را که من بستایم
تو را پرستم و بس هر چه را که من به پرستم
دهانت از عدم و از وجود برده برونم
نه آگهی دگر از نیست باشد و نه ز هستم
چنان ز گردش چشمت شدم ز دست که مستان
کشند دوش بدوش و برند دست بدستم
مرا ز عشق تو ای مایهٔ امید همین بس
که در کمند تو از قید هر دو کون برستم
بصد طلسم فتادم براه عشق و لیکن
بیمن نام علی آن طلسمها بشکستم
بغیر باده گساران بزم ساقی کوثر
کسی صغیر نداند که من ز جام که مستم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و وابستگی عمیق خود به محبوبش اشاره میکند. او بیان میکند که زمانی که موی محبوب به دستش افتاد، از دنیا و کائنات بریده و تمام توجهش به محبوب متمرکز شده است. او تأکید میکند که هیچ ارادتی جز به روی محبوب ندارد و هدف اصلیاش در زندگی عشق به اوست. شاعر عشقش را چنان عمیق میداند که حتی در غیاب محبوبش نیز بیخبر از وجود و عدم خود میشود. او به حال مستیش اشاره میکند و میگوید که با عشق به محبوب از قید و بندهای زندگی آزاد شده است. شاعر همچنین به نام علی به عنوان قوتی برای شکستن طلسمهای عشق اشاره میکند و در نهایت به بزم و شادی عشق و اثرات آن بر وجودش پرداخته است.
هوش مصنوعی: شبی که زلف زیبای تو به دست من افتاد، به خاطر تو از تمام کائنات دل بریدم و عشقم را به موی تو گره زدم.
هوش مصنوعی: به جز تو، به هیچ کس دیگری ارادت ندارم. تصمیم گرفتم از همه چیز دست بکشم و فقط با تو باشم.
هوش مصنوعی: منظور این است که هدف و مقصود من در آغاز و پایان هر چیزی، فقط تو هستی و وجود تو همچون نوری است که در تاریکی شام ابدی میدرخشد و به مانند آفتاب صبح، روشنی بخش زندگی من است.
هوش مصنوعی: من تنها تو را میستایم و به جز تو هیچکس دیگری را نمیستایم و هر چه را که من به ستایش میگیرم، میپرستم تنها تو را.
هوش مصنوعی: زبانت از چیزی که نه وجود دارد و نه عدم، پنهان است. نه از نبود چیزی خبر داری و نه از وجود آن.
هوش مصنوعی: به خاطر چشمانت که مانند درختی در حال چرخش است، به قدری شگفت زده شدم که مانند مستها در کنار هم، دستهایمان به هم گره خورده و در حرکتیم.
هوش مصنوعی: محبت تو برای من به اندازهای کافی است که به خاطر آن از هر دو جهان آزاد شدم و در دام عشق تو گرفتار شدم.
هوش مصنوعی: با صدها مشکل و موانع مواجه شدم تا به مسیر عشق وارد شوم، اما با برکت نام علی، آن موانع را پشت سر گذاشتم و شکستشان دادم.
هوش مصنوعی: تنها در جمع بادهنوشان و در مراسمی که ساقی کوثر حضور دارد، هیچکس به سن و سال من توجهی ندارد و من از این جام احساس مستی میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خراب کرد به یک بار خواب نرگس مستم
خبر دهید به جانان که دل برفت ز دستم
ز بس که این دل خون گشته در دوید به چشمم
نایستاد دلم تا میان خون ننشستم
هزار شب رود و من به خواب چشم نبندم
[...]
اگر به مجلس قاضی نمودهاند که: مستم
مرا ازان چه تفاوت؟ که رند بودم و هستم
مرا چه سود ملامت؟ به یاد بادهٔ روشن
که پند کس ننیوشم کنون که توبه شکستم
اگر چه گوشه گرفتم ز خلق و روی نهفتم
[...]
قدح بیار که من خانه سوز و دیر پرستم
ز جام جرعه چه خیزد سرقرابه شکستم
گهی شکایت مستی و گاه طعنه ی توبه
نرسته ام ز زبانها بهر طریق که هستم
بمجلسی که رسیدم سپند بودم و آتش
[...]
به سعی ضعف گرفتم ز دام خویش نجستم
بس است این که طلسم غرور رنگ شکستم
ز بس که سرخوشم از جام بینیازی شبنم
بهار شیشه به رویم شکست و رنگ ببستم
سراغ گوشهٔ امنی نداشت وادی امکان
[...]
امید مهر به هر کس که بود جز تو گسستم
به صد امید وفائی که دل به مهر تو بستم
برای بستن عهدی که از نخست شکستی
چه عهدها که به عهد تو سست عهد شکستم
اگر چه نیست امیدی به عهد سست تو اما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.