همیشه موی تو در پیچ و تاب میبینم
وز آن بگردن دلها طناب میبینم
نمی شود دمی از خواب بخت من بیدار
مگر شبی که جمالت بخواب میبینم
بدور چشم تو ای شوخ حال مردم را
بسان حالت مستان خراب میبینم
چرا بغیر دهم نسبتش که من بجهان
ز چشم مست تو هر انقلاب میبینم
بده ز آتش میهستیم بباد که من
بنای عالم خاکی بر آب میبینم
نصیب اهل خرد نامرادیست ولی
همیشه بی خردان کامیاب میبینم
صغیر تا زدهام دم ز فاتح خیبر
به روی دل همه دم فتح باب میبینم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر احساسات خود را درباره عشق و زیبایی محبوبش بیان میکند. او میگوید که همیشه در خیال خود موی محبوبش را میبیند و از آن به عنوان دلیلی بر علاقهاش یاد میکند. شاعر به بیداری خود از خواب بختش اشاره میکند و تنها زمانی که به خواب جمال محبوبش میافتد، احساس بیداری میکند. او چشمهای محبوب را به چشمهای مستی تشبیه میکند که همیشه حال مردم را خراب میکند. همچنین، شاعر از احساس ناامیدی اهل خرد میگوید و برعکس، موفقیت بیخردان را توصیف میکند. در پایان نیز به حس فتح و پیروزی اشاره دارد. شعر به طور کلی درباره عشق، زیبایی و حال و هوای درونی شاعر است.
هوش مصنوعی: هرگاه به موهای تو نگاه میکنم، در آنها حرکتی و زیبایی خاصی را مشاهده میکنم که مانند یوغی بر گردن دلها قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: نمیتوانم لحظهای از خواب شانس خود بیدار شوم، مگر زمانی که تو را در خواب ببینم.
هوش مصنوعی: وقتی در کنارت نیستم، حال و روز مردم را مانند حال مستان میبینم، گیج و پریشان.
هوش مصنوعی: چرا باید دیگران را به دلدادگیام نسبت به تو آشنا کنم، در حالی که من از نگاه خمار تو، هر لحظه تحولی در دنیا را مشاهده میکنم؟
هوش مصنوعی: به ما از آتش شراب بده که من در حال مشاهدهام که ساختمان دنیا بر روی آب است.
هوش مصنوعی: افراد باهوش و خردمند معمولاً در زندگی با مشکلات و ناکامیها روبرو میشوند، در حالی که به نظر میرسد افراد بیخرد همیشه موفق و خوشبخت هستند.
هوش مصنوعی: از کودکی تا کنون در مورد پیروزیهای بزرگ، بهویژه فتح خیبر، صحبت کردهام و هر لحظه در دل خود احساس میکنم که درهای موفقیت به رویم باز است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه شد که عالم معنی خراب میبینم
چه شد که ماه کرم در سحاب میبینم
چه شد که با همهکس اضطرار مییابم
چه شد که در همهکس اضطراب میبینم
ز سوگ طوطی سرسبز شکرینالفاظ
[...]
چه حالت است ندانم به خواب میبینم
که در کنار به شب آفتاب میبینم
منم که باز به چشم خیال دیده چنین
جمال صورت جان بینقاب میبینم
هوا معنبر و مجلس بهشت و ساقی حور
[...]
خیال روی تو دائم به خواب میبینم
مدام لعل لبت در شراب میبینم
تو نور دیدهٔ مایی تو را به تو نگرم
به چشم تو رخ تو بیحجاب میبینم
حباب و قطره و دریا و موج مییابم
[...]
منم که روی ترا بینقاب میبینم
منم که در شب و روز آفتاب میبینم
تویی که پرده ز رخسار خود برفکندی
که تا جمال ترا بیحجاب میبینم
عجب عجب که به بیداری توان دیدن
[...]
صفای روی ترا از نقاب میبینم
به ماه مینگرم آفتاب میبینم
اگرچه از سر زلفش بریدهام عمری است
هنوز در رگ جان پیچ و تاب میبینم
غبار چهره خورشیدطلعتی فرش است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.