بتی نهفته بخلوت سرای جان دارم
که روز و شب سر طاعت بپای آن دارم
حضور او کندم فارغ از زمان و مکان
نه از زمان خبر آنجا نه از مکان دارم
در این جهانم و بیرون از این جهان عجب است
که من جهان دگر اندرین جهان دارم
شنیدم از دهن بی نشان او سخنی
هزار شکر که از بی نشان نشان دارم
مرا که دیده و دل روشن است از رخ دوست
چه احتیاج به خورشید آسمان دارم
سرشک و آه و غم و غصه درد و رنج و تعب
ز دوست این همه دولت برایگان دارم
بجان دوست نیارم فرو به تاج کیان
سری که پیر مغان را بر آستان دارم
کنار و دامنم از اشک دیده پر گهر است
چه شکرها که من از چشم درفشان دارم
صغیر ز اهل زمان فارغم که در همه حال
نظر به مکرمت صاحب الزمان دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و حالتی روحانی سخن میگوید که در آن دلدادگی به محبوب (دوست) او را از زمان و مکان جدا کرده است. او در خلوت خود به سعادت و شکرگذاری میپردازد و میگوید که حتی با وجود درد و رنج، از پیوند با دوست به سعادت و آرامش میرسد. او به قدری در عشق غرق شده است که نیازی به نور خورشید و سایر نعمتهای دنیوی ندارد و تمام خواستههایش از ارتباط با محبوبش نشأت میگیرد. شاعر احساس میکند که با عشق به دوست، از دغدغههای دنیوی رها شده و فقط به مکنون محبت و کرامت او فکر میکند.
هوش مصنوعی: من در دل خود رازی دارم که همیشه، در روز و شب، به خاطر آن سختیها و زحمتها را تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: در حضور او، من از هر گونه نگرانی درباره زمان و مکان رها هستم؛ نه از زمان خبری دارم و نه از مکان.
هوش مصنوعی: در این دنیا به سر میبرم و جالب اینجاست که در کنار این دنیا، دنیای دیگری هم دارم.
هوش مصنوعی: از لحن و کلام او که بینشان است، سخنی شنیدم که بسیار شیرین و دلنشین بود و بهخاطر این کلام، از او نشان و نشانهای دارم.
هوش مصنوعی: من که چشمانم و دلم به زیبایی معشوق روشن است، دیگر به چه نیازی به نور خورشید آسمان دارم؟
هوش مصنوعی: من به خاطر دوستی با تو از غم و درد و رنج و مشکلات بسیار زیادی رنج میبرم، اما با تمام این سختیها، خود را ثروتمند میدانم.
هوش مصنوعی: من جانم را فدای دوستی میکنم و هیچ چیزی برای من ارزشمندتر از این نیست، حتی تاج پادشاهی. چون من دل و جانم را در برابر آنچه که پیر مغان به آن پایبند است، قرار دادهام.
هوش مصنوعی: کنار و دامن من از اشک های گرانبها پر شده است و چه نعمت هایی که من از چشمان پُر نورم دریافت کردهام.
هوش مصنوعی: اگرچه من از نظر سن و سال کوچک هستم و به دنیای اطرافم تعلقی ندارم، اما در هر شرایطی به بزرگی و منزلت امام زمان (عج) توجه و احترام دارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر چو قوس قزح جمله تن، دهان دارم
وگر چو چشمهٔ خورشید صد زبان دارم
وگر، چو جان سخنپیشه معانی بین
فراز کنگرهٔ عرش آشیان دارم
وگر، چو طوطی فردوس و طوبی فلکم
[...]
جهان فضل و کرم نجم دین که در خاطر
زعکس نظم تو صد باغ و بوستان دارم
جهانیانرا چون صبح روشنست ز من
که مهر خدمت تو در صمیم جان دارم
از آن چو شمع مرا بر سر آمدست زبان
[...]
ز داغ و درد تو بر جان و دل نشان دارم
خیال روی تو در چشم در فشان دارم
تو آب دیدهٔ پیدا بهل، که پوشیده
ز سوز مهر تو آتش در استخوان دارم
بپرس ز ابرو و مژگان خویش قصهٔ من
[...]
بهفته ئی که جدا گشته ام ز خدمت تو
مپرس کز غم تو حال بر چه سان دارم
منم که بر رخ چون شنبلید دور از تو
ز نرگس آب بقم روز و شب روان دارم
چگونه درد خود از مردمان نهان دارم
که از شکستگی رنگ ترجمان دارم
نمانده است مرا در بساط جز آهی
هزار دشمن و یک تیر در کمان دارم
سراب را ز جگر تشنگان بادیه نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.