ای بندهٔ رخسار تو خورشید مشعشع
وی لمعهای از نور رخت ماه ملمع
دیدار تو بر دل در رحمت بگشاید
ای نور خدا را رخ زیبای تو مطلع
برقع به رخ افکندی و زآن روی چو آتش
در حیرتم از اینکه نسوزد ز چه برقع
هر کس به مقامی است پناهنده و ما را
درگاه تو باشد به جهان ملجأ و مرجع
آن جام بنازم که از آن باده کشانند
داود و خلیل و خضر و موسی و یوشع
آندم که درآید اجل از در چه تفاوت
در گوشه ویران بود و تخت مرصع
چون با کفن افتد همه را کار صغیرا
چه جامه شاهانه و چه دلق مرقع
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و نور الهی بندهای اشاره دارد که چهرهاش مانند خورشید میدرخشد و نورش مانند ماه است. دیدار این بنده، رحمت را بر دلها میگشاید و زیباییاش نماد نور خداوند است. شاعر در حیرت است که چرا زیبایی او مثل آتش، سوزاننده نیست. او به این نکته میپردازد که همه افراد در زندگی به جایی پناه میبرند و درگاه این بنده، برای او و دیگران ملجأ و پناهگاهی است. همچنین، شاعر به ارزش و مقامهای بزرگانی مثل داود، خلیل، خضر، موسی، و یوشع اشاره میکند و در پایان، به زودی مرگ و ناپایداری دنیا اشاره کرده و میگوید در نهایت، همه در برابر مرگ برابرند، چه در لباس شاهانه باشند و چه در لباس ساده.
هوش مصنوعی: ای بنده، چهرهات همچون خورشیدی درخشان و تابناک است و نور صورتت مانند نوری است که از ماه میتابد.
هوش مصنوعی: دیدار تو سبب میشود که دل من پر از رحمت و لطف شود، ای نور خدا! چهره زیبات تو مانند صبح روشن است.
هوش مصنوعی: چادر یا پوشش خود را به کنار زدی و من در حیرت ماندهام که چگونه میتوانی با آن زیبایی مثل آتش درخشان باشی و در عین حال نسوزی.
هوش مصنوعی: هر کسی به جایی پناه میبرد و ما نیز باید به درگاه تو پناه بیابیم، زیرا تو ملجأ و مرجع ما در این دنیا هستی.
هوش مصنوعی: من به آن جام افتخار میکنم که از آن بادهای مینوشند که داود، خلیل، خضر، موسی و یوشع نیز از آن مینوشیدند.
هوش مصنوعی: زمانی که مرگ وارد میشود، فرقی ندارد که در یک مکان خراب و ویران باشیم یا در یک تخت با زینت و زیبایی نشسته باشیم.
هوش مصنوعی: وقتی که مرگ فرا میرسد، همه افراد چه توانگر و چه بیبضاعت به یک حالت میرسند و تفاوتی در پوشش آنها وجود ندارد. لباسهای گرانقیمت و مجلل یا لباسهای ساده و کهنه هیچیک در برابر مرگ معنایی ندارند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای شاه، جهانی شدهای تو ز بدایع
در ذات تو موصوف شد اوصاف طبایع
حلم تو چو اول شد و لطف تو چو ثانی
عزم تو چو ثالث شد و عنف تو چو رابع
وین هفت ستاره، که در این هفت سپهرند
[...]
در شد چمن باغ به دیبای ملمع
پیروزه گل گشت به یاقوت مرصع
گر باغ نه روم است و نه بغداد چرا شد
پر اطلس واکسون ز دبیقی و ملمع
در جلوه نگه کن به عروسان بهاری
[...]
ای رای جهانتاب ترا چرخ متابع
وی حکم جهانگیر ترا دهر مطاوع
سیاره بتقبیل جنابت متعطّش
چون قافله ی بادیه بر شرب مصانع
دینار ز بیم کف زر بخش تو صامت
[...]
تا شمع جمال تو بر افروخت به مَجمَع
بنشست شعاع نظر شمع مشعشع
خورشید ز رخسار تو در عین حجابست
تا باز شد از پرتو رخسار تو بُرقع
واعظ فزع روز قیامت که بیان کرد
[...]
ای نور اله از مه رخسار تو لامع
مهر ازل از آینه ی روی تو طالع
رویت که بود آینه ی صنع الهی
بینند دران اهل نظر جلوه ی صانع
از شوق گل روی تو شد آدم خاکی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.