قبله ی عشاق طاق ابروی یار است و بس
مذهب این دلدادگان را عشق دلدار است و بس
هر کسی باشد بذوقی زنده و عشاق را
آنچه دارد زنده ذوق دیدن یار است و بس
خواهی ار دیدار او را دیدهٔ خودبین به بند
زانکه گر خود را نبینی او پدیدار است و بس
هر کجا باشد دلی در دام او باشد اسیر
نی دل من در خم زلفش گرفتار است و بس
گر دلت در سینه گم شد بر کسی تهمت مبند
بردن دل کار آن دلدار عیار است و بس
پند پیر میکشان بشنو که آن قولست و فعل
وعظ واعظ کم شنو کان محض گفتار است و بس
گر ترا باشد به عالم پیشه ها و کارها
فرصتت بادا که ما را عاشقی کار است و بس
تا به آن بیگانه پرور آشنا گشتم صغیر
آنچه بر من میرسد زانشوخ آزار است و بس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه میپردازد و نشان میدهد که عشق به یار و محبوب، محور زندگی و اعتقادات عاشقان است. هر کس با نگاه و ذوق خاص خود به عشق مینگرد و همه چیز در دیدن و بودن با یار خلاصه میشود. همچنین بیان میشود که دل در عشق اسیر میشود و برای یافتن آرامش و وصال، باید خود را بهتر بشناسد. نصایح و تجربیات پیران در این موضوع قابل توجه است و عاشق واقعی باید به آنها گوش دهد. در نهایت، شاعر به سختیها و آزارهایی که از عشق میکشد اشاره میکند و این تجربیات را جزوی از مسیر عشق میداند.
هوش مصنوعی: محل عبادت عاشقان تنها ابروی معشوق است و هیچ چیز دیگری نیست. عقیده و اصول این دلدادگان فقط عشق به دلدار است و هیچ چیز دیگری آنها را به هم پیوند نمیزند.
هوش مصنوعی: هر فردی به نوعی ذوق و سلیقهای دارد، اما عشقورزان تنها از نشاط و شادابی دیدار معشوق بهرهمند میشوند و بس.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی او را ببینی، باید از خودخواهی و خودبینی دور شوی. زیرا اگر خود را نبینی، او به وضوح در دسترس و قابل مشاهده است.
هوش مصنوعی: هر کجا که دلها گرفتار عشق وی شوند، در بند او خواهند بود. دل من هم تنها به خاطر زلفهایش به اسارت درآمده و بس.
هوش مصنوعی: اگر قلبت در سینه گم شد، به کسی اتهام نزن؛ چرا که ربودن دل، تنها کار آن معشوق باهوش است.
هوش مصنوعی: از نصیحتهای پیر میکده گوش فرا بده، زیرا آنچه میگوید، بر اساس تجربه و عمل صحیح است. ولی از وعظ و نصیحتهای کهنهکاران که فقط در حد سخن است، چندان نشنو، زیرا آنها تنها به گفتار محدود میشوند.
هوش مصنوعی: اگر برای تو در دنیای مشاغل و کارها فرصتی وجود دارد، بدانی که ما فقط به عشق و عاشقی مشغولیم و هیچ کار دیگر برایمان اهمیت ندارد.
هوش مصنوعی: وقتی با آن بیگانه آشنا شدم، متوجه شدم که همه چیزهایی که به من می رسد فقط آزار و سختی است و بس.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زلف یارم را نه تنها دلبری کار است و بس
یا به هر مویی هزاران جان گرفتار است و بس
قند می ماند به شیرینی، دهان تنگ یار
تا نپنداری که یاقوت شکربار است و بس
گفتم از سودای زلفش برحذر باشم ولی
[...]
یار پیغمبر همین یک کس از آن چار است و بس
در احد آنکس که یاری کرد، او یار است و بس!
در دلم عیشی که میبینم غم یار است و بس
زخمهای ناوک مژگان دلدار است و بس
در درون کعبه و بتخانه گردیدم بسی
رو به هر جانب که کردم جلوه یار است و بس
مست عشقم پایبند کفر و ایمان نیستم
[...]
در دو عالم جلوه گر نور رخ یاراست و بس
جمله اشیاء تجلی گاه دلدار است و بس
سینه سیناست، عالم نور حق طالع در اوست
هر که را بینم چو موسی محو دیدار است و بس
معنی قرآن بود مکتوم اندر با، بسم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.