گنجور

 
صغیر اصفهانی

شاه اورنگ نشین فکر جهانی دارد

و آن به ره خفتهٔ مسکین غم نانی دارد

درد تو از تو و درمان تو درتست بلی

نکته دریاب سخن ارزش جانی دارد

غم ز تاخیر اجابت چه خوری گاه دعا

تا شود بذر تو نان طول زمانی دارد

از نظر رفت و در‌ام د به زبان ها عنقا

بی نشان هر که شد از نام نشانی دارد

همچو خورشید بود در بر دانا روشن

اینکه هر ذره ز توحید بیانی دارد

غیر سودای محبت که ندارد جز سود

هر چه سودا بجهان هست زیانی دارد

از دل مرد ز خود رسته طلب عشق خدای

زانکه هر لعل و گهر گنجی و کانی دارد

آن ادیب است که آداب بخلق‌ام وزد

نی کسی کو بدهان چرب زبانی دارد

آنکه از شعر کند رخنه بناموس و شرف

خلق گویند عجب طبع روانی دارد

آن که اندر ره باطل فکند مردم را

بمکافات حق آیا چه گمانی دارد

روح باقیست صغیرا چه سعید و چه شقی

منتهی گاه اجل نقل مکانی دارد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سعدی

آن شکرخنده که پرنوش دهانی دارد

نه دل من که دل خلق جهانی دارد

به تماشای درخت چمنش حاجت نیست

هر که در خانه چنو سرو روانی دارد

کافران از بت بی‌جان چه تمتع دارند

[...]

سیف فرغانی

اندرین شهر دلم سرو روانی دارد

که ز شکر سخن از پسته دهانی دارد

چون خرامد نکند هیچ نظر از چپ و راست

نیست آگه که بهر سو نگرانی دارد

گر بشب خواب کند زنده نباشد آن کس

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سیف فرغانی
کمال خجندی

گرچه سرو چمن از آب روانی دارد

نتوان پیش قدت گفت که جانی دارد

به لب تشنه نشان می دهد از آب حیات

خاک راهی که ز پای تو نشانی دارد

عاشق ار قد نو خوانده به گمان سرو بهشت

[...]

حافظ

شاهد آن نیست که موییّ و میانی دارد

بندهٔ طلعتِ آن باش که آنی دارد

شیوهٔ حور و پری گرچه لطیف است ولی

خوبی آن است و لطافت که فُلانی دارد

چشمهٔ چشمِ مرا ای گلِ خندان دریاب

[...]

خیالی بخارایی

دل به رویت هوس صحبت جانی دارد

جان به فکر دهنت عیش نهانی دارد

دیده چون اشک اگر در طلبت بشتابد

بگذارش که به رویت نگرانی دارد

تا دلم مذهب خوبان سبک روح گرفت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه