گر نه برقع بر رخ آن مه جبین افتاده بود
مهر از خجلت ز چرخ چارمین افتاده بود
گر بدان صورت دل و دین باختم عیبم مکن
زانکه در آنعکس صورت آفرین افتاده بود
گر نه از باد صبا زلفش پریشان شد چرا
دوش آن آشوب اندر ملک چین افتاده بود
از وجودی چون تو ای مسجود اهل اسمان
قرعه اقبال بر خلق زمین افتاده بود
شیخ دانی از چه مینالید هنگام سحر
در خیال خلد و وصل حور عین افتاده بود
راه ما از عشق شد نزدیک ور نه تا ابد
کار ما در دست عقل دوربین افتاده بود
خمر دوشین را چه شد دانی بمستی ها سبب
عکس ساقی در میان ساتکین افتاده بود
چون روی بیرون ازین عالم به بینی خویشرا
گوهری کاندر میان ماء و طین افتاده بود
گر تکلم از زبان دل نمیکردی صغیر
کی کلامت دلپذیر و دلنشین افتاده بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیری که بر دل و جان شاعر دارد، صحبت میکند. شاعر از خجالت و شرم عشق میگوید و به زیبایی چهره معشوق اشاره میکند که همچون برقع بر چهره نقش بسته است. اگر عشق و دل را باخته، اشکالی ندارد زیرا زیبایی و هنر خداوند در چهره معشوق نمایان است. همچنین، به خروش و بیقراری زلف معشوق اشاره میکند که در خاطر شاعر باقی مانده است. شاعر با اشاره به جایگاه خاص معشوق در آسمان و زمین، نشان میدهد که وجود او بر زندگی دیگران تأثیرگذار است. در پایان، شاعر به اهمیت عشق در مسیر زندگیاش اشاره میکند و تأکید میکند که اگر عشق نبود، عقل و فهم در زندگیاش حاکم بود.
هوش مصنوعی: اگر آن چهرهی زیبا را پوشانده نمیشد، حتماً مهر (خورشید) از خجالت و شرم بر مدار چهارم میافتاد.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر آن چهره دل و دینم را باختم، ایرادی به من نگیر، زیرا در آن تصویر، زیبایی هنر آفرینش نهفته بود.
هوش مصنوعی: اگر زلف او از نسیم صبح به هم ریخته نبود، پس چرا دیشب آن آشوب در کشور چین به پا شده بود؟
هوش مصنوعی: وجودی مانند تو، که مورد ستایش اهل آسمان است، باعث شده که بخت و اقبال به سمت انسانها بر روی زمین بیفتد.
هوش مصنوعی: شیخ میدانستی که در دلش چه میگذرد و چرا در سحرگاهی ناله میکرد. در خیال او بهشت و وصال با حوریان بود و در آن حال غرق رویاهای شیرین خویش بود.
هوش مصنوعی: راه ما به خاطر عشق به هم نزدیک شده است، و گرنه تا همیشه کار ما به دست عقل و تفکر سرد و دور از احساس میافتاد.
هوش مصنوعی: میپرسی چرا این مستی به سرم آمده؟ چون که در دستانم، تصویر ساقی در حال نرمی و حرکاتش به چشم میخورد.
هوش مصنوعی: با دیدن خود در دنیای دیگر، متوجه میشوی که وجودت همچون گوهری ارزشمند است که در میان آب و گل پنهان شده است.
هوش مصنوعی: اگر دل تو سخن نمیگفت، هیچگاه گفتارت اینقدر دلنشین و زیبا نمیشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.