ای به فدای تو من و هر چه هست
وی تو حقیقت بت و من بت پرست
دیگرم از غم نفسی هست نیست
از منت ای جان خبری نیست هست
خار بیابان جنون نی همین
پای ز مجنون دل آزرده خست
هر سر خاری که بپایش خلید
در دل و در دیدهٔ لیلی شکست
ماه فلک پیش رخت منفعل
سرو چمن در بر بالات پست
داشت ز غم دل سر دیوانگی
زلف تواش پای بزنجیر بست
در ره عشق تو فتادم ز پای
آه نگیری گرم ای دوست دست
در خم زلف تو مرا حال دل
هست همان حالت ماهی بشست
یافت چه خوش حاصل ایام عمر
آن که شبی با تو به خلوت نشست
تا ابد از عشق تو نالد صغیر
دیده رخت را چو به صبح الست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق عمیق و بیپایان خود اشاره میکند. او خود را فدای محبوبش میکند و از تمام وجودش برای او میگوید. غم و درد عشق را به تصویر میکشد و بیان میکند که در این عشق غمانگیز، هیچ چیز دیگری برایش اهمیتی ندارد. محبوبش را مانند بت میپرستد و دردی که از عشق و دوری او میکشد را توصیف میکند. همچنین از حسادت طبیعت و دلتنگیاش برای دیدن محبوب مینالد و نشان میدهد که عشقش تا ابد ادامه خواهد داشت. در نهایت، شاعر به خلوتی که با محبوبش داشته اشاره میکند و آن را بهترین لحظه عمرش میداند.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و فدای خود به معشوق است. شاعر میگوید که او و هر آنچه که دارد، فدای معشوق است و در اینجا معشوق را حقیقت و اعلا میداند، در حالی که خود را مانند بتپرستی نشان میدهد که به محبوبش عبادت میکند. بدین ترتیب، شاعر به عشق و مقام بالای معشوق اشاره میکند و خود را در مقابل او کوچک میبیند.
هوش مصنوعی: دیگر از غم و اندوه نفسی برای من باقی نمانده و از لطف و محبت تو، ای جان، خبری نیست.
هوش مصنوعی: خاری که در بیابان است، نماد جنون نیست؛ بلکه این پای مجنون است که از دل آزرده و خسته او برمیخیزد.
هوش مصنوعی: هر کسی که بر پای لیلی خاری بگذارد، در دل و چشمان او دیده میشود که شکیبایی و تحملش شکسته است.
هوش مصنوعی: ماه در آسمان در برابر زیبایی تو به زانو درآمده و سروهای چمن در کنار تو کوتاه و حقیر به نظر میرسند.
هوش مصنوعی: از شدت غم و اندوه دل، دیوانگیام را چنان گرفتار زلفهای تو کرده که پایم به زنجیر آنها بسته شده است.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تو به زمین افتادم، ای دوست، نگران نباش و دستم را بگیر.
هوش مصنوعی: حالت دل من در پیچش زلفهای تو همانند حالتی است که یک ماهی در آب هنگام شستشو دارد.
هوش مصنوعی: کسی که شب را در کنار تو به تنهایی سپری کند، به راستی در زندگیاش به دستاوردی خوش برخوردار شده است.
هوش مصنوعی: چشم کوچک من همیشه به خاطر عشق تو ناله خواهد کرد، درست مثل صبحی که ما قبل از دنیا با هم بودیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بود و نبود آنچه بلندست و پست
باشد و این نیز نباشد که هست
نیم شبی سیم برم نیم مست
نعرهزنان آمد و در در نشست
هوش بشد از دل من کاو رسید
جوش بخاست از جگرم کاو نشست
جام می آورد مرا پیش و گفت
[...]
من به عذاب اندرم، آری رواست
مجلس عالی به شراب اندرست
صبحدمان، ازمی گل بوی مست
همچو نسیم سحرازجا به جست
خواب نهان، در سر شهلای شوخ
تاب عیان، در سر مرغول شست
خانه بهم بر زده چون عهد ترک
[...]
همچو گل سرخ برو دست دست
همچو میی خلق ز تو مست مست
بازوی تو قوس خدا یافت یافت
تیر تو از چرخ برون جست جست
غیرت تو گفت برو راه نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.