دو چشم مست تو برشان یکدگر گوهند
که رهزن دل و دین از اشاره و نگهند
کمان کشیده بدل بستی ار که ره چه عجب
که ابروان تو هر یک حریف صد سپهند
مگیر خورده خدارا بعقل و دانش من
که ذکر زلف تو چون رفت این و آن تبهند
چو لعبتی تو نگارا که گلرخان جهان
به پیش روی اصیلت براستی شبهند
من از غمت نه ببیتالحزن نشستم و بس
چه یوسفان که ز عشق رخت اسیر چهند
به آن امید که گیرند دامن تو کف
نشسته بر سر راهت شهان چو خاک رهند
زجان سبوی خراباتیان کشند بدوش
ببوی وصل تو آنان که یار خانقهند
بغمزه تو سپردم روان و دل بلبت
بخون این دو گواهند و خویش بیگنهند
مکن ملامتم ار ره مقصدی نرسید
که دام راهروان آن دو طره سیهند
صفای عشق صفی از حریم میکده جو
که ساکنان درش نور بخش مهر و مهند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذبه چشمهای معشوق میپردازد و از تأثیر عمیق آنها بر دل و دین عاشق سخن میگوید. شاعر میگوید که ابروان معشوق مانند کمانتی قویاند و قدرت جذب کنندگی بالایی دارند. او در ادامه به محبت و عشق خود اشاره میکند و از دردهای ناشی از دوری معشوق شکایت میکند. شاعر احساس میکند که به خاطر عشق، جان خود را فدای او کرده و صبوری پیشه کرده است، حتی اگر به مقصد نرسد. او تأکید میکند که صاف و پاکی عشق، فضایی مقدس مانند میکده دارد که انسانهای عاشق در آن نور و محبت را پیدا میکنند.
هوش مصنوعی: دو چشمان زیبا و مست تو بههم نگاهی دارند که مانند دو دزد، دل و ایمان را بهراحتی میربایند.
هوش مصنوعی: اگر کسی کمان را به سمت دل تو کشیده باشد، چه جای تعجب است که ابروان تو هر یک میتوانند با صد سپاه برابر شوند.
هوش مصنوعی: به خاطرات و افکار خود اعتماد نکن، چون حتی عقل و دانش من نمیتواند زیبایی و پیچیدگی وجود تو را بیان کند. وقتی از تو صحبت میشود، همه چیز دیگر بیمعنی و بیارزش به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: ای زیبا روی، تو مانند یک بازیچهای هستی که گلهای زیبا در برابر تو به حقیقت شبیه هستند.
هوش مصنوعی: من به خاطر غم تو در مجلس عزا نشستهام و فقط به این دلتنگی بسنده کردهام؛ برای عشق تو انسانهای زیادی مانند یوسف در قید و بند حسرت و آرزو هستند.
هوش مصنوعی: با امید اینکه، پادشاهان چون خاک مسیر تو نشستهاند و دامن تو را میگیرند.
هوش مصنوعی: افرادی که در خانقاه مشغول عبادت هستند، از جان خود به خاطر یاد تو میگذرهند و مانند جامهای پر از شراب، شوق وصال تو را بر دوش میکشند.
هوش مصنوعی: من جان و دل خود را به ناز چشمان تو سپردم و این دو شاهد بر عشق من هستند و بیگناهی من را تأیید میکنند.
هوش مصنوعی: مرا سرزنش نکن اگر به هدف نرسیدم، چون افرادی که در این مسیر هستند هم با مشکلاتی روبرو میشوند و ممکن است به بن بست برسند.
هوش مصنوعی: عشق مانند صفای خاصی است که در حریم یک میکده وجود دارد و افرادی که در آنجا زندگی میکنند، با نور محبت و زیبایی خود، به آنجا روشنی و زندگی میبخشند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هین در دهید باده که آنها که آگهند
حلقه بگوش این نمط و خاک این رهند
ضدند جان و تن، قدح باده دردهید
تا یک دم از مصاحبت خویش وارهند
رنگی زرنگ باده ندیدند خوبتر
[...]
ای ماه اختران تو اندر زمین مهند
وی شاه چاکران تو در مملکت شهند
آن رهبران که سوی تو خوانند خلق را
گر عشق تو دلیل ندارند گمرهند
در روز زندگانی خویش آن بد اختران
[...]
مستان که گام در حرم کبریا نهند
یک جام وصل را دو جهان در بها دهند
سنگی که سجدهگاه نماز ریای ماست
ترسم که در ترازوی اعمال ما نهند
رندان راهرو که سه و سیصد و دهند
ابدال بی بدیل که پرورده شهند
همدست و هم حقیقت و همراز و همرهند
ایدل بهوش باش که ابدال آگهند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.