دانم که زلف از چه خم اندر خم اوفتد
تا صید دل به بند غمت محکم اوفتد
جز آن دهان که در سخن آید به آشکار
بیرون ز قطره هیچ ندیدم یم اوفتد
چه جای کشته بر تو کند خون دل حلال
بر رؤیت ار که دیده صاحب دم اوفتد
باشد زعارض عرق آلودهات مثل
آن نو شکفته گل که بر او شبنم اوفتد
سرمست چون ز خانه در آیی و بگذری
در هر قدم سریت ابر مقدم اوفتد
خال لبت بیان معما کند وز او
باشد مگر که مسئله مبهم اوفتد
خوابست اینکه بینمت اندر کنار خویش
تا با بشر چگونه پری همدم اوفتد
بر هم مزن دُو طرّه ، که دلهایِ عاشقان،
آشفته و شکسته بروی هم اوفتد
تیر نگاهت ارکه صفی را از پا فکند
شاید که از کمانه او رستم اوفتد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییها و جذابیتهای معشوق پرداخته و از تأثیر محبت و عشق بر دل عاشق سخن میگوید. شاعر با استفاده از تشبیهات و مجازاتی زیبا بیان میکند که چطور زیباییهای ظاهری و درونی معشوق بر دل و جان او تاثیر میگذارد. او به پیچیدگیهای عشق و احساسات عاشقانه اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه حتی جزییات کوچک، مانند لبخند یا چهرهی معشوق، میتواند دلها را تحت تأثیر قرار دهد و عاشق را سرمست و مجذوب کند. در نهایت، شعر به ناپایداری و شکنندگی عشق نیز اشاره دارد.
هوش مصنوعی: میدانم که زلف او چگونه در هم میپیچد تا دل مرا به خاطر غم تو به دام بیندازد و قفل کند.
هوش مصنوعی: تنها دهانی که در زندگی به طور واضح سخن میگوید، را دیدهام و در غیر این صورت، هیچ نشانهای از عمق زندگی و وجود نداشتهام.
هوش مصنوعی: خون دل حلال است اگر به خاطر دیدن تو ریخته شود، پس چه جای نگران کشته شدن به خاطر محبوبی که میتواند باعث افتادن دل میشود.
هوش مصنوعی: عرق بدن تو مانند شبنم بر روی گل تازه شکفته است.
هوش مصنوعی: وقتی که با نشاط و شادابی از خانه بیرون میآیی و در مسیر حرکت میکنی، در هر قدمی که برمیداری، سایهی سر و قامت تو را میپوشاند.
هوش مصنوعی: لبهای تو مانند ردپایی است که معما را بیان میکند و تنها زمانی میتوان از آن درک کرد که خود مسئلهای مبهم و غیرشفاف باشد.
هوش مصنوعی: بیدارم که تو را در کنار خود ببینم، تا ببینم پری چگونه میتواند با انسان زندگی کند.
هوش مصنوعی: موهایت را به هم نزن، چون دلهای عاشقان درهم ریخته و آسیبدیدهاند و این کار باعث میشود که حالشان بدتر شود.
هوش مصنوعی: اگر نگاه تو بتواند صفی را از پا درآورد، شاید رستم هم از تیر کمان تو بیفتد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مویت رها مکن که چنین بر هم اوفتد
کآشوب حسن روی تو در عالم اوفتد
گر در خیال خلق پری وار بگذری
فریاد در نهاد بنی آدم اوفتد
افتاده تو شد دلم ای دوست دست گیر
[...]
گر در حریم عشق کسی محرم اوفتد
در سر هوای کعبه و دیرش کم اوفتد
از جم بیار یاد چو جام طرب کشی
کز صد هزار شاه یکی چون جم اوفتد
گر مریمی زروح قدس بارور شود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.