|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، آسیابان جندق پس از سالها آماده مرگ میشود و همه ابزارهایش را از دست میدهد. او به یاد میآورد که زندگیاش به دست خدای بزرگ است و با بیان اینکه آسیابش از گردش افتاده، از زندگی و سرنوشتش میگوید. این شعر بیانگر زوال و پایان زندگی است.
هوش مصنوعی: آسیابانی در جندق، خود را برای رویارویی با مرگ آماده کرده است و این کار را پس از گذشت شصت بار انجام میدهد.
هوش مصنوعی: این فرد به راحتی از اوضاع سختی عبور کرده و تمام وسایل و امکاناتش را که در دست داشت، از دست داده است.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به ابزارها و وسایل مختلفی است که به نوعی در زندگی روزمره یا کارهای خاص استفاده میشوند. این اشیا از جمله تیر، طوق، و تبره نشاندهندهی فعالیتها یا وظایف خاصی هستند که انسانها در زندگی خود انجام میدهند، و ممکن است به هنر، صنعت یا فعالیتهای مختلفی مربوط باشند. همچنین از وسایلی چون چرخ و سنباده میتوان به فرآیندهای تولید و ساخت اشاره کرد که در زندگی انسانها نقش مهمی دارند.
هوش مصنوعی: اگر کسی از دنیا برود، نگو که این ساختمان را خدا بیش از این بنا کرده است.
هوش مصنوعی: زندگی را از او بگیر و بگو که آسیابش به خاطر گردشی که دارد، متوقف شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون همی شد بخانه آماده
دید مردی براه استاده
همگنان جان و دل بدو داده
واله و مست و بیخود افتاده
این ز قصر بقا بیفتاده
عالمت شربت فنا داده
یک جهان مرد و زن بماتم تو
درد و غم را شدند آماده
بسته دل در غم تو و بی تو
[...]
آن امیر لطیف آزاده
محترم نفس و محتشم زاده
صدر نیکوخصال گردون قدر
بدر خورشید زاد آزاده
شکر گویان ز جود چون مستان
[...]
ای سرافراز مهتری که به دهر
کس ندیدست چون تو آزاده
دولت از بوستان فضل، ترا
هر زمان تحفه دگر داده
مادر بخت بهر خدمت تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.