گنجور

 
صفایی جندقی

میرزا سید محمد زد علم

از طلسم جسم در اقلیم جان

رخش رغبت بر فلک رانداز زمین

بس که نفرت داشت ز ابنای زمان

زین دژ هستی نما بربست رخت

بار بگشود از جهنم در جنان

چون رجال الغیب زین دار شهود

کرد روی از دیده مردم نهان

میرزا، پورش بهاءالدین به من

گفت تاریخی ورا بسرای هان

از صفائی پاسخش درخواستم

کش درین فن دیده بودم ترزبان

زد رقم جاوید با اکرام حق

میرزا را جایگاه اندر جنان

۱۲۵۵ق

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
رودکی

یخچه می‌بارید از ابر سیاه

چون ستاره بر زمین از آسمان

چون بگردد پای او از پای دار

آشکوخیده بماند همچنان

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از رودکی
فرخی سیستانی

عید فرخ باد بر شاه جهان

جاودانه شادمان و کامران

نعمتش پیوسته و عمرش دراز

دولتش پاینده و بختش جوان

سال و مه لشکرکش و لشکر شکن

[...]

قطران تبریزی

ای مرا دیدار تو جان و جهان

بی تو هرگز نی جهان خواهم نه جان

ای جهان جان چه شادی باشدم

چون نباشی با من ای جان جهان

ای بسان حور و آئین پری

[...]

مسعود سعد سلمان

ای آفتاب حسن تو را آفتاب

سجده برد همچو من از آسمان

خردی تو و بزرگ تو را پایگاه

سال تو اندک و تو بسیار دان

چو آفتاب خردی در چشم خلق

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
انوری

روی بخت خواجه خرم همچو گل

باد تا هر سال گل آرد جهان

بسته دولت عهد با دورانش باد

تا بود پیوسته با دوران زمان

باد حاجت خرمی را با دلش

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه