گنجور

 
صفایی جندقی

خلیل آن مرد دانشمند آگاه

ز مرز جسم زی اقلیم جان شد

از این سختی سرای سست پی رست

به طرف جشن جای جاودان شد

خود از اهل ولایت بود و ذکرش

به خوبی نقل هر کام و زبان شد

هر آن کش سود ازین سودا کم اندوخت

به بازار جزا اهل زیان شد

به فیروزی ز همدان رخت بربست

ز خاکش مسکن اندرآسمان شد

صفائی زد رقم تاریخ او را

خلیلی زین جهان سوی جنان شد

۱۲۹۱ق

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
رودکی

چراغان در شب چک آن چنان شد

که گیتی رشک هفتم آسمان شد

عطار

جهان از باد نوروزی جوان شد

زهی زیبا که این ساعت جهان شد

شمال صبحدم مشکین نفس گشت

صبای گرم‌رو عنبرفشان شد

تو گویی آب خضر و آب کوثر

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۱۲۳ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
اوحدی

جهان از باد نوروزی جوان شد

زمین در سایهٔ سنبل نهان شد

قیامت می‌کند بلبل سحرگاه

مگر گل فتنهٔ آخر زمان شد؟

ز رنگ سبزه و شکل ریاحین

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه