|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: بیگم از کربلا به فردوس رفت و خبر وفات او به گوش دیگران رسید. این خبر باعث شد که اندیشمندان به فکر تاریخ زندگی او بیفتند و او را از نینوا به بهشت ببرند. این رویداد در سال ۱۲۶۱ هجری قمری اتفاق افتاد.
هوش مصنوعی: خبر رسید که بیگم از کربلا به بهشت رفته است، زیرا از وفات او خبر خوشی شنیده شد.
هوش مصنوعی: از تفکر درباره تاریخ خود، به باغهای بهشت رفت و در نینوا گفت.
هوش مصنوعی: در اینجا به وضوح بیان شده که افراد همیشه در تلاشند تا با هم ارتباط برقرار کنند و در این مسیر ممکن است به دلایل مختلف دچار چالش شوند. این چالشها میتواند ناشی از تفاوتهای فرهنگی، تجربی یا حتی شخصی باشد، اما در نهایت هدف مشترکی وجود دارد که انسجام و درک متقابل را به همراه دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همه گفتنیها بدو بازگفت
همه رازها بر گشاد از نهفت
فکندش بیک زخم گردون ز کفت
چو افکنده شد دست عذرا گرفت
چو زی معرکه کرد رای، ای شگفت!
پدر جست، دست و عنانش گرفت
از این بیش چیزی نیارمت گفت
بس این گر دلت با خرد هست جفت
چو بشنید شاه آن پیام نهفت
ز کینه لب خود شخائید و گفت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.