لعل یار ار نبود لعل مذاب
از چه بودش خواص باده ی ناب
لعل ماند به لعل نوشین لیک
پیش او لعل را نماند آب
وقت آن خوش کزین پیاله ی نوش
خود گناهی نکرد و خورد شراب
گر از این جام جرعه ای بچشد
اوفتد چشم محتسب به حساب
ترک چشمت چرا به دل مایل
گرنه مست است و برده بوی کباب
عشق گو بر دلم سپاه مکش
که زیانت رسد ز ملک خراب
جز تو کز تاب طره و تب
تن و جان را فزوده ای تب و تاب
نور کی صدمه می برد ز منیر
موی کی لطمه می خورد ز طناب
آنچه من دیدم از عقوبت عشق
کبک کی دیده در شکنج عقاب
در غمت روز و شب صفایی را
سینه بر آتش است و دیده پر آب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و زیبایی یار اشاره دارد و از احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و درد جدایی میگوید. شاعر با تشبیه لعل به شراب ناب، به ارزش عشق و زیبایی اشاره میکند و میگوید که اگر زیبایی یار نباشد، دیگر هیچ چیز ارزشمند نیست. او از وضعیت خود در عشق و عذابی که به دنبال دارد صحبت میکند و به گناهی که در نوشیدن شراب نمیبیند اشاره میکند. در نهایت، شدت عشق و دلتنگی خود را ابراز میکند و از عذابی که به خاطر عشق متحمل میشود، سخن میگوید. بهطور کلی، شعر بازتابی از احساسات عاشقانه، درد و زیبایی است.
هوش مصنوعی: اگر لبهای محبوبم سرخ نبود، پس خاصیت شراب ناب از کجا میآمد؟
هوش مصنوعی: درد و غم عشق مانند سنگهای قیمتی است که با وجود زیبایی و ارزشمند بودن، در برابر او جاذبهای ندارند و نمیتوانند توجهش را جلب کنند.
هوش مصنوعی: زمان خوشی فرامیرسد که از این جام نوش، آدمی گناهی نکند و شراب بنوشد.
هوش مصنوعی: اگر او از این جام کمی بیاشامد، نظر نگهبان به او معطوف میشود و به حساب او میرسد.
هوش مصنوعی: چرا چشم تو به دل کسی گرایش ندارد؟ در حالی که او تحت تأثیر بوی کباب قرار گرفته و مست شده است.
هوش مصنوعی: عشق را بر دل من نازل نکن، چون آسیب تو از ویرانی سرزمینم به من میرسد.
هوش مصنوعی: تنها تو هستی که با زیبایی مو و دلرباییات، شور و شوق جان و تن را دوچندان کردهای.
هوش مصنوعی: نور هیچگاه از خوشی و زیبایی موی من آسیب نمیبیند، و محکم بودن طناب هم به این جمال لطمهای نخواهد زد.
هوش مصنوعی: آنچه من از عذاب عشق تجربه کردهام، هیچ کس مانند کبک در دام عقاب این سختیها را ندیده است.
هوش مصنوعی: در غم تو، روز و شب هیچ آرامشی ندارم. عواطف و احساساتم مانند آتش در سینهام شعلهور است و چشمانم پر از اشک است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر سؤالی کز آن لب سیراب
دوش کردم همه بداد جواب
گفتمش جز شبت نشاید دید
گفت پیدا بشب بود مهتاب
گفتم از تو که برده دارد مهر
[...]
به چه ماند جهان مگر به سراب
سپس او تو چون دوی به شتاب؟
چون شدستند خلق غره بدو
همه خرد و بزرگ و کودک و شاب؟
زانکه مدهوش گشتهاند همه
[...]
لاله داری شکفته بر مهتاب
مشگ داری گرفته بر مه تاب
مشگ چون موی تو ندارد بوی
ماه چون روی تو ندارد تاب
پیل با عشق تو ندارد پای
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
من مسکین در این رباط خراب
ساخته خانه بر ره سیلاب
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.