گنجور

 
صفایی جندقی

بدین اخلاق و اوصاف خدایی

ترا نبود گریز از دل ربایی

به دام و آشیان مرغ غمت راست

بسی بهتر اسیری از رهایی

دل از قیدم رهان کاین رشته برپای

ندارد فرق بندی یا گشایی

قوی تر بر وفایت عهد بستم

ز خوبان هر چه دیدم بی وفایی

شکیبایی مدار از ما تمنا

گذشت از صبر کارم در جدایی

چه دولت ها دهد دستم که یکبار

به سر وقتم به پای پرسش آیی

چو زلفت بار غم در هم شکستم

مرا ز آن حقه باید مومیایی

سرم بر عرش ساید گر کند باز

به چشمم خاک پایت توتیایی

مرا باشد شفا از آن لب تو مپسند

که من گردم هلاک از بی دوایی

به دوزخ رفتنش مشکل نباشد

توگر همراه باشی با صفایی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
باباطاهر

سر راهت نشینم تا بیایی

در شادی به روی ما گشایی

شود روزی بروز مو نشینی

که تا وینی چه سخت بی‌وفائی

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از باباطاهر
سوزنی سمرقندی

نصیر دین که چشم پادشائی

نبیند چون تو فرخ کدخدائی

جهان را کدخدائی جز تو نبود

چنان چون نیست جز یزدان خدائی

اگر گویم بهمت آسمانی

[...]

عطار

دلا در راه حق گیر آشنایی

اگر خواهی که یابی روشنایی

چو مست خنب وحدت گشتی ای دل

میندیش آن زمان تا خود کجایی

در افتادی به دریای حقیقت

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۳۸۲ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه