در پی وصل جفا جوی ستم پاره ی ما
تا دل از هجر نشد پاره نشد چاره ی ما
یا فراقم بکشد یا به وصالت برسیم
تا چه اندیشه کند رای تو درباره ی ما
دیده در پوست نگنجد گه دیدار مگر
عین شادی شده پیوند به نظاره ی ما
دیگر ایام بهار آمد و وقت است که باز
عذر صد توبه بخواهد لب می خواره ی ما
شدم آشفته به عفوی کآید روشن
چشم صد یوسف از این پیرهن پاره ی ما
نشترم ز آن مژه بر سینه چنان زد که هنوز
می رود خون دل از دیده به رخساره ی ما
گفتم آرم به ترحم دلت از زاری گفت
چه کند قطره ی باران تو باخاره ی ما
گفتم از نوش لبت بخش من آخرکوگفت
می نسازد به مزاج توشکر پاره ی ما
الفتی هست صفایی به سهی قدانم
بوده از سرو مگرتخته ی گهواره ی ما


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز درد و ناامیدی از جدایی و longing برای وصال میپردازد. او در تضاد میان عشق و فراق گرفتار شده و از احساسات تلخ خود میگوید. شاعر با تصویرسازی از چشمان معشوق و زخمهای عشق، عمق عذاب خود را نشان میدهد و خواستار ترحم و محبت است. همچنین، به زیبایی معشوق و تأثیر او بر زندگیاش اشاره میکند و بر لزوم بازگشت به روزهای خوش و بهار اشاره دارد. در نهایت، شاعر به الفت و وابستگی عمیق خود نسبت به معشوق اعتراف میکند.
هوش مصنوعی: در جستجوی وصل محبوبی هستیم که با دلتنگی و درد دست و پنجه نرم میکنیم. تا زمانی که از جدایی رنج میکشیم، نمیتوانیم راه حلی برای مشکل خود پیدا کنیم.
هوش مصنوعی: یا اینکه جدایی من را به کشتن میدهد، یا اینکه به وصال و دیدار تو میرسیم. ببین که در مورد من چه فکری میکنی.
هوش مصنوعی: چشم نمیتواند در سایه وجود ما جا بگیرد مگر اینکه شادی خودش را در تماشای ما گره بزند.
هوش مصنوعی: بهار دوباره فرا رسیده و زمان آن است که ما دوباره از مینوشیده خود عذرخواهی کنیم و از گناهانمان توبه کنیم.
هوش مصنوعی: من در حالی که به خاطر خطاهایم نگران و آشفتهام، به یاد لحظاتی میافتم که چشمانم روشن میشود و هزاران زیبایی مانند یوسف از این لباس پاره و تکهتکهای که به تن دارم، نمایان میشود.
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و دلربا چنان ضربهای به دل من زدند که هنوز اشک و اندوه از چشمانم به روی صورتم میریزد.
هوش مصنوعی: گفتم که دل تو به حال من رحم کند و من را آرامش دهد. او پاسخ داد که قطرهی باران نمیتواند با آتش ما کاری کند.
هوش مصنوعی: گفتم از شهد لب تو چیزی به من بده؛ اما او گفت که این شیرینی برای طبع تو مناسب نیست.
هوش مصنوعی: محبت و دوستی خاصی با یک دختر قد بلند دارم و زیبایی او برایم به اندازه زیبایی درخت سرو ارزشمند است، مگر اینکه این احساس از یادگاریهای دوران کودکی ما برگردد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جز شب وصل تو جانا که کند چارهٔ ما
خود نگویی چه کند خستهٔ بیچارهٔ ما
مدّتی تا دل سرگشته به عالم گشتست
تا چه شد حال دل خستهٔ آوارهٔ ما
این چنین خستهروان کز غم هجر تو منم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.