زیر رخش آن گردن سیمین کشیده
صبحی است بلند از پس خورشید دمیده
تیغت به نیام است و کشد خلق، چه تشبیه
ابروی خمت راست به شمشیر کشیده
آنجا مژه سرگرم نظر بازی و اینجا
صد خار مرا در دل خون بار خلیده
تیرت به کمان است و کنی صید چه نسبت
مژگان کجت راست به پیکان پریده
چون راز تو پوشم که دو صد لؤلؤی غماز
نگشاده لب از درد فرو ریخت ز دیده
پنهان چه کنم درد که تکذیب زبان کرد
خون دلم از دیده که بر روی دویده
دل در شکن زلف تو دانی به چه ماند
آن کبک که در چنگل شهباز طپیده
کوته نکند دست و به پایت ننهد سر
زلف از چه اگر لعل تو یک ره نگزیده
من با همه دوری چه کنم کابروی او نیز
بالای وی از حسرت آن لعل خمیده
چشم تو دلم در نظر آورد و رها کرد
صیادکجا دیده کس از صید رمیده
خط نیست که این در غم ما خون سیاه است
کز چشم قلم بر رخ اوراق چکیده
برجای مدادم خوی خجلت چکد از کلک
در حسن رخت و آنهمه اوصاف حمیده
یک دفتر از اسرار غمت راند صفایی
هر چند زبانش چو قلم بود بریده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر از زلف و ابرو و مژههای محبوبش با تشبیههای هنرمندانه سخن میگوید و احساسات عمیق خود را نسبت به او بیان میکند. در این متن، عذاب عشق و درد ناشی از جدایی نیز به وضوح حس میشود. شاعر به زیبایی و قدرت جذابیت محبوب اشاره میکند و در عین حال از دلتنگی و رنج خود در اثر عشق سخن میگوید. به طور کلی، شعر تصویرگر یک عشق عمیق و پر از احساسات پیچیده است.
هوش مصنوعی: زیر چهرهی او، صبحی زیبا و بلند به باریکی گردن نازک زنانهای در حال طلوع از پس خورشید است.
هوش مصنوعی: تیغ تو در نیام است و مردم از آن یاد میکنند؛ چه تشبیهی زیبا که ابروان خوشطرح تو را به شمشیر کشیده شبیه کردهاند!
هوش مصنوعی: در جایی که چشمها در حال بازی و تماشا هستند، در اینجا درد و رنج زیادی در دل من وجود دارد که مانند خاری آزاردهنده است.
هوش مصنوعی: تیر تو در کمان است و میتوانی صید کنی، اما چه ارتباطی دارد بین مژگان کج تو و پیکانی که پرواز کرده است؟
هوش مصنوعی: وقتی که راز تو را پنهان کردم، مانند دوصد مروارید که رازها را فاش میکنند، لب از درد نگشودم و اشکها از چشمانم فرو ریخت.
هوش مصنوعی: نمیتوانم در مورد از درد درونیام صحبت کنم، زیرا زبانم نمیتواند آن را بیان کند. اشکهای من به خاطر درد عمیق دلم به صورت جاری شدهاند.
هوش مصنوعی: دل در فشار و شکنندگی زلف تو مانند کبکی است که در چنگال شاهباز گرفتار شده و در حال تقلا است.
هوش مصنوعی: اگر دست از تو کوتاه کند و سر زلفت را به پای کسی بگذارد، چه اهمیتی دارد در حالی که لبت یک بار هم به من لبخند نزده است؟
هوش مصنوعی: با وجود فاصلهای که بین ماست، چه کاری میتوانم انجام دهم؟ حتی زیبایی او نیز در حسرت آن دندان لعل و خمیدهی اوست.
هوش مصنوعی: چشم تو دلم را به یاد آوری کرد و سپس رهایش کرد. صیاد (شکارچی) کجا دیده کسی را که از صیدش فرار کرده باشد؟
هوش مصنوعی: این خط به وضوح نشاندهنده عمق غم ما نیست، بلکه چیزی است که از چشمان ما مانند خون سیاه بر روی کاغذ ریخته شده است.
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی و صفات نیکو تو در کلمات و نوشتهها جلوهگر میشود، احساس خجالت مرا میگیرد و نمیتوانم خودم را حفظ کنم.
هوش مصنوعی: یک دفتر از رازهای غم تو تهیه شده است که هرچند زبانش کمزور و بریده است، ولی باز هم زیبایی خاصی دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شادی ز دلم دور شد و خواب ز دیده
تا من نیم آن روی دلارام تو دیده
گر تو به تن و جان و دل و دیده نیائی
سوی تو فرستم دل و جان و تن و دیده
از من به جز آواز و حدیث ایچ نمانده است
[...]
ای رایت دولت ز تو بر چرخ رسیده
وی چشم وزارت چو تو دستور ندیده
بر پایهٔ تو پای توهم نسپرده
بر دامن تو دست معالی نرسیده
با قدر تو اوج زحل از دست فتاده
[...]
ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده
بگذاشته ما را تو و در خود نگریده
تو شرم نداری که تو را آینه ماییم
تو آینه ناقص کژشکل خریده
ای بیخبر از خویش که از عکس دل تو
[...]
ای یار جفا کرده پیوند بریده
این بود وفاداری و عهد تو ندیده
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
گرگ دهن آلوده یوسف ندریده
ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند
[...]
ای آنکه رخ و زلف تو آرایش دیده
گردیده بسی دیده و مثل تو ندیده
از گوشه بسی گوشه نشین را که ببینی
در میکدهها چشم سیاه تو کشیده
چشمت به اشارت دل من برد و فدایت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.