چون کنم یاد توای دوست من آلوده
نام پاک تو کجا وین دهن آلوده
گرگ عشقت اگرم یوسف دل پاره نکرد
چیست پس ز اشک من این پیرهن آلوده
در قیامت مگرم خلعت رحمت پوشند
ورنه سر بر نکنم از کفن آلوده
گیرم از خلق نهفتم دل ناپاک ولی
خود چه تدبیر کنم با بدن آلوده
دل خونین به کفم ماند و در آن رسته ترا
چون خریدار شوم زین ثمن آلوده
ما بماندیم درین کوی خوشا وقت کسی
که به غربت رود از این وطن آلوده
روی برتابم از این زال که لایق نبود
صحبت همسر پیمان شکن آلوده
دیدی از برگ گلش خار خط آخر سر زد
دست در شوی دلا ز آن ذقن آلوده
آسمان گو پس از این تخم میفشان به زمین
حاصلت چیست ازین مرد و زن آلوده
وصف تنزیه ترا عقل صفایی شیداست
خاک بر فرق من و این سخن آلوده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به تمایز بین پاکی محبت و آلودگیهای انسانی اشاره میکند. او در عین عشق به دوست، احساس گناه و آلودگی در درون خود دارد و میگوید که یاد محبوبش با این آلودگیها در تضاد است. شاعر به کارهای ناشایست و ناپاکیهایی که ممکن است دیگران انجام دهند، اشاره میکند و از حالت رنج و درد درونی خود میگوید. او در نهایت به ناامیدی و غم از زندگی در دنیای آلوده اشاره میکند و آرزو میکند که از رحمت الهی نجات یابد. این اشعار به عمق احساسات انسانی و دوگانگیهای آن پرداخته و به تم تقدسِ عشق و ناپاکیِ زندگی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم تو را به یاد بیاورم، ای دوست؟ نام پاک تو کجا و این زبان آلوده من کجا؟
هوش مصنوعی: اگر عشق تو مانند گرگ بیرحم باشد و دل یوسف را پاره نکند، پس علت اینهمه اشک و آلوده شدن این پیرهن چیست؟
هوش مصنوعی: در روز قیامت تنها در صورتی میتوانم از وضعیت نامناسب و کفن آلودهام بیرون بیایم که مرا با لباس رحمت و بخشش بپوشانند، وگرنه هرگز از این حال بیرون نخواهم آمد.
هوش مصنوعی: اگرچه من از مردم دل ناپاکم را پنهان نگه میدارم، اما با بدن آلوده خود چه میتوانم بکنم؟
هوش مصنوعی: دل من پر از اندوه و غم است و در این حال، آرزو دارم که تو را مثل یک خریدار در این بازار آشفته به دست بیاورم.
هوش مصنوعی: ما در این کوی زیبا ماندیم، اما خوشا به حال کسانی که از این سرزمین آلوده به غربت میروند.
هوش مصنوعی: من از این مرد زشت و نالایق که شایستهی صحبت با همسر پیمانشکن و آلوده نیست، روی میگردانم.
هوش مصنوعی: آیا دیدهای که چگونه از برگ گل، خارهای خط آخر بیرون آمده است؟ ای دل، دستت را در این کار بگذار و از آن چانه آلوده دوری کن.
هوش مصنوعی: آسمان، بعد از این دیگر بذر خود را به زمین نپاش. چه سودی از این کار میبری وقتی که مرد و زن آلودهاند؟
هوش مصنوعی: عقل من به وصف پاکی و بینقصی تو ناتوان است و مانند خاکی خشن بر سر من میریزد؛ این جملات به شدت ناسالم و آلودهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از توچون نام برم کز دهن آلوده
لاجرم سر نزند جز سخن آلوده
چه خبر پرسی از احوال دل خون شده ام
که شهادت دهد این پیرهن آلوده
گلشن از خار و بهارش به خزان ارزانی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.