مرا یک دم ز لعلت در کشیدن
به از صد خم ز جام زر کشیدن
بدین بستیم دیگر انتظارم
چرا در راه آن کوثر کشیدن
شبی تا روز و شامی تا سحرگاه
ترا خواهم چو جان در برکشیدن
به پایت سر سپردم تا نوازی
به دست رأفتم بر سرکشیدن
مگر آبی توان با رشته ی زلف
از آن چاه زنخدان برکشیدن
ز کلک آفرینش نیست ممکن
از آن رو صورتی بهتر کشیدن
مه و مهر جهان آرای او را
خطا بینم به یکدیگر کشیدن
صفایی طایر دل را بیاموز
سراندر زیر بال و پر کشیدن
ترا بر وصل جانان دسترس کو
چرا ز اندازه پا برتر کشیدن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و شوق خود اشاره میکند. او میگوید که یک لحظه از زیبایی معشوق بهتر از صد بار نوشیدن از جام زرین است. او در انتظار وصال معشوق است و شب و روز را به خاطر او سپری میکند. شاعر جان خود را در راه معشوق نثار میکند و از او میخواهد که به او محبت کند. او با نگاهی به زیباییهای آفرینش میگوید که چیزی نمیتواند به زیبایی معشوق برسد و در نهایت به این فکر میافتد که چرا باید احساسات و امیدهایش را فراتر از واقعیت بکشاند. این ابیات بیانگر عمیقترین احساسات عاشقانه و آرزوهای شاعرانه اوست.
هوش مصنوعی: بهتر است یک لحظه از لبهای تو ببرم تا اینکه صد بار از جام طلا بنوشم.
هوش مصنوعی: من دیگر امیدی به انتظار کشیدن ندارم، چرا که به حقیقت به هدفی که میخواستم رسیدهام.
هوش مصنوعی: شب را تا روز و شام را تا سحر به خاطر تو زندگی خواهم کرد؛ تو را مانند جانم در آغوش میگیرم و از تو جدا نخواهم شد.
هوش مصنوعی: من تسلیم تو هستم و همه چیزم را به تو تقدیم کردهام، تا توجه مهربانت شامل حالم شود و با محبت و لطفی که در وجودت است، بر مشکلات و سختیهایم غلبه کنی.
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که با آبی قدرت برداشت رشته موهای زیبا از چال زنخدان را داشته باشیم؟
هوش مصنوعی: از هنر آفرینش نمیتوان شکل و تصویری بهتر از آنچه که الآن هست، به وجود آورد.
هوش مصنوعی: ماه و خورشید، زیباییهای جهان را به گونهای به هم مرتبط میبینم که گویی در حال خطا کردن هستند.
هوش مصنوعی: دل را باید آرامش و صفا بیاموزی، زیرا باید تحت حمایت و پوشش دیگران رشد کند.
هوش مصنوعی: چرا به دسترس محبوب نزدیک نشوی، وقتی که توانایی و قدرت تو فراتر از حد و اندازهات است؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر خواهی به ما خط در کشیدن
ز فرمانت که یارد سر کشیدن
کنون باز آمدم زان سرکشیدن
بروی دوستان خنجر کشیدن
لبی زان لعل جان پرور کشیدن
به از صد جامم از کوثر کشیدن
مرا با نشأه این لعل نوشین
نشاید منت از شکر کشیدن
فزون از هر شرابم سر خوشی خاست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.