شب و روز از غمت در باغ و زندان
در افغانم در افغانم در افغان
کجا بی باغ رویت دل گشاید
ز بستانم ز بستانم ز بستان
بیا و ز دیده بنگر سیل خونین
به دامانم به دامانم به دامان
برون شد نعمت قرب تو از دست
به کفرانم به کفرانم به کفران
چه دولت ها کم از کف زایل آمد
به طغیانم به طغیانم به طغیان
گدازد این سفر هم جان و هم جسم
به هجرانم به هجرانم به هجران
اگر کردی خبر دل خواهدت سوخت
به حرمانم به حرمانم به حرمان
چسان دل آب ناید ز آتش هجر
نه سندانم نه سندانم نه سندان
دریغا کز نظر خوارم فکندند
عزیزانم عزیزانم عزیزان
پریشان نامه ام برخوان صفایی
به جانانم به جانانم به جانان


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از غم و درد ناشی از دوری معشوق سخن میگوید که مانند شب و روز او را در بند کرده است. او به زیبایی باغ و بستان اشاره میکند و میگوید بدون دیدن معشوق، این دل به آرامش نمیرسد. از سیل اشک و خونیندل بودنش میگوید و غم فقدان نعمت نزدیکان را تجربه میکند. شاعر در حسرت و هجران به سر میبرد و سوختن دل را از آتش دوری توصیف میکند و در نهایت، از سرگردانی و پریشانی خود مینویسد و از معشوق میخواهد تا حال او را بداند.
هوش مصنوعی: در طول شب و روز به خاطر غم تو، در حالت حزن و اندوه، مثل کسی که در باغ یا زندان باشد، زندگی میکنم و این احساسم به من اجازه آرامش نمیدهد.
هوش مصنوعی: دل انسان در باغی که تو در آن نیستی، هیچ شادی و خوشی نمییابد. این دل تنها در سایه حضور تو میتواند شاداب و خوشحال باشد.
هوش مصنوعی: بیا و با چشم خود ببین که چقدر غم و درد در دل من، جاری و سرازیر شده است.
هوش مصنوعی: از دست دادن نعمت نزدیکی به تو باعث میشود که به بیاحترامی و نافرمانی از تو رو بیاورم.
هوش مصنوعی: بسیاری از دولتها و حاکمیتها به خاطر طغیان و شورش، از دست رفتهاند.
هوش مصنوعی: این سفر باعث میشود که هم روح و هم بدنم تحت تأثیر جدایی دچار درد و رنج شوند.
هوش مصنوعی: اگر از حال دل من باخبر شوی، به خاطر اندوه و حسرتی که دارم، قلبت خواهد سوخت.
هوش مصنوعی: چطور ممکن است دل از آتش جدایی به آب بدل شود؟ من نه توانایی تحمل دارم و نه میتوانم آن را تحمل کنم.
هوش مصنوعی: متاسفانه، عزیزانم مرا از نظر انداختند و به من ارزش ندادند.
هوش مصنوعی: من دلنوشتههایم را برای محبوب میخوانم و از آنها لذت میبرم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه چیزست آن رونده تیرک خرد؟
چه چیزست آن پلالک تیغ بران؟
یکی اندر دهان حق زبانست
یکی اندر دهان مرگ دندان
ملک آن یادگار آل دارا
ملک آن قطب دور آل سامان
اگر بیند بگاه کینش ابلیس
ز بیم تیغ او بپذیرد ایمان
بپای لشکرش ناهید و هرمز
[...]
بدان گردیست آن سیمین زنخدان
بدان خمیدگی زلفین جانان
یکی گوئی که از کافور گوییست
یک گوئی که هست از مشگ چوگان
چه چیزست آن خط مشکین و آن لب
[...]
ز من معزول شد سلطان شیطان
ندارم نیز شیطان را به سلطان
سرم زیرش ندارم، مر مرا چه
اگر بر برد شیطان سر به سرطان؟
همی دانم که گر فربه شود سگ
[...]
زمان از وی پدید آمد به فرمان
به نزد برترین جوهر ز گیهان
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.