غمت گرفت فضای دلم چنان که در آن
نمانده یکسر مو جای فکرت دگران
به قید زلف تو دل تا کمند الفت بست
گسست رشته مهر و وفای سیم بران
مثال موی و میانت مرا رود ز نظر
اگر دقایق حکمت رود به گوش گران
ملامتم نکند هرکست که دیده و لیک
منت چگونه نیابم به چشم بی بصران
تو بی پدر صنم آن دختری که مادر دهر
ز شوی خویش خجل شد ز زادن پسران
سبک شمردی ومیثاق مهر بشکستی
مگر محبت ما بود بردل تو گران
رسان به قافله سالارم از طریق خلوص
اگر چه بس عقب افتاده ام از هم سفران
خجل مخواه به دل خواه دشمنم ای دوست
بپوش عیب صفایی ز چشم بی هنران
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و اندوه خود سخن میگوید و به تأثیر عمیق عشق و محبت بر دلش اشاره میکند. او احساس میکند که به خاطر عشقش به محبوب، دلش به غم آغشته شده و نمیتواند از یاد او رها شود. شاعر به وفاداری و زلف معشوقهاش اشاره میکند و میگوید که این عشق باعث گسست روابط دیگرش شده است. او همچنین حسرت میخورد که درک و محبتش به محبوب برای او سنگین شده است و به نوعی رنج میبرد. در نهایت، او از محبوب میخواهد که عیوب او را بپوشاند و با عشق و صفا به او نگاه کند.
هوش مصنوعی: غم تو فضای دلم را به شدت پر کرده است، بهطوری که هیچ جایی برای فکر کردن به دیگران ندارم.
هوش مصنوعی: دل من به زلف تو چون دام عشق گرفتار شد و رشته محبت و وفای من از هم پاشیده شد.
هوش مصنوعی: اگر موی تو و میانت از نظر من دور شود، حتی اگر نکات عمیق حکمت به گوش من برسد، توجهی به آنها نخواهم داشت.
هوش مصنوعی: هیچکس مرا سرزنش نکند، چرا که من دیدهام، اما چگونه میتوانم از نظر کسانی که نابینا هستند، منت و لطف بگیرم؟
هوش مصنوعی: تو بدون پدر، مثالی از زیبایی هستی؛ دختری که مادر دنیا از همسرش به خاطر زاییدن پسران شرمسار شده است.
هوش مصنوعی: تو بر این باور بودی که محبت ما بیاهمیت است و پیمان دوستیات را شکستی، اما عشق ما بر دل تو سنگینی میکند و نمیتواند نادیده گرفته شود.
هوش مصنوعی: به رهبر کاروانم از طریق صداقت و خلوص برس، هرچند که نسبت به همراهانم خیلی عقب ماندهام.
هوش مصنوعی: دوست من، نگران نباش که دشمنم چه فکری میکند؛ عیب و نقصهای خود را از چشم افرادی که هنری ندارند، پنهان کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
که کرده ملک و ملک را ز لحن خود حیران
حسن ز صوت حسن در تلاوت قرآن
دوباره سلطنت خودسری، بشد اعلان
مرا که بیم خطر بود، اندر آن دوران
بر آن شدم که به شهری روم شوم پنهان
شدم ز نائین بیرون، به جانب تهران
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.