سیه مستی فراز آمد به راهم
که چشمش دل ربود از یک نگاهم
به دل کز وی غم آبادی است ویران
کشید از غمزه پی درپی سپاهم
نشاند از عضو عضو خود سراپای
چو چشم خویش بر خاک سیاهم
به محشر نیز از او نارم تظلم
که حق با اوست با چندین گواهم
هنوزش جان و سر خواهم به پا ریخت
چه غم کافکنده در پا دستگاهم
گرم بر سر نهد نام غلامی
کند فخر از غلامی پادشاهم
به خاک آستانش فقر و خواری
از آن به کز برون تشریف و جاهم
بدین خردی دریغ آن کنج لب نیست
چوخال از فتنه ی مژگان پناهم
نباشد غیر رسوایی دریغا
به سودای تو سودی ز اشک و آهم
صفایی نزد جانان سر فرو رفت
به جیب شرمساری از گناهم
نخواهم دیده از خجلت گشودن
مگر فضل وی آید عذر خواهم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عاشقانه و درد و غم شاعر است. شاعر از دیدن معشوق خود به شدت تحت تأثیر قرار گرفته و عشق او دلش را ربوده است. او به ویرانی دل و زندگیاش اشاره میکند و از غم معشوقش به ستوه آمده است. شاعر همچنین ابراز میکند که حتی در روز محشر نیز به عشق این معشوق تظلم خواهد کرد و از او یاری میطلبد. او در عین حال احساس فخر و خفت را در ارتباط با عشقش تجربه میکند و در نهایت، از خجالت و شرمساری به خاطر گناهانش صحبت میکند و تنها به فضل معشوقش امید دارد. این اشعار به خوبی حس عاشقانه و عذابی را که عشق میتواند به انسان تحمیل کند، به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: زنی زیبا و درخشان در مسیرم به چشمم آمد که با یک نگاهش دلم را ربود.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر غم و اندوهی که از او در دل دارم، مانند شهری ویران شده است. بارها و بارها در اثر نگاه او به این ویرانی دچار شدم.
هوش مصنوعی: به هر کجای بدنم که نگاه میکنم، تمام وجودم را مانند چشمانم به زمین تیره مینگرم.
هوش مصنوعی: در روز قیامت نیز از او شکایت نخواهم کرد، زیرا حق با اوست و شاهدان زیادی دارم.
هوش مصنوعی: من هنوز هم برای او جان و سرم را به خطر میاندازم، چه تردیدی دارد که مانع پیشرفت من شده است؟
هوش مصنوعی: اگر نام یک خدمتگزار بزرگ بر سرم بگذارند، از اینکه غلام پادشاه هستم به خود میبالم.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که در پیشگاه او، فقر و ذلت محو میشود و خود را از موقعیتهای پایین و نازل دور میکنم.
هوش مصنوعی: به خاطر کمتری آنچه بر لب دارم، از فتنه و جذابیت مژههایم پنهان ماندهام.
هوش مصنوعی: به جز رسوایی چیزی ندارم، افسوس که در آرزوی تو، اشک و آه من هیچ ثمری ندارد.
هوش مصنوعی: در برابر محبوبم احساس شرمندگی کردم و سرم را به نشانهی عذرخواهی در جیب خجالت از گناهانم فرو بردم.
هوش مصنوعی: من به خاطر شرم از دیدن کسی در چشمش نگاه نخواهم کرد، مگر اینکه لطف او سبب عذرخواهیام شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جوابش داد کز کسهای شاهم
به درگاهش ز پیشان سپاهم
من از سِحرِ سَحَر پیکان راهم
جرسجنبانِ هاروتانِ شاهم
به مستی هرچه گفتم عذر خواهم
اگر بیراه رفتم هم به راهم
سفر کردند یاران جان ما هم
بسی بیگانگان و آشنا هم
ز ما یک بار برکندند دل را
ز صحبت خیمه مهر و وفا هم
چه تاب رنج راه آن نازنین را
[...]
چو من در ملک خوبی پادشاهم
ز لب شکر بدان بخشم که خواهم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.