حاضر و غایب مگو خداست گواهم
کز دو جهان من به جز تو هیچ نخواهم
دین و دلم رفت و جان و سر برود نیز
برخی راهت تمام حشمت و جاهم
دولت پابوس دوست گر دهدم دست
با همه پستی رسد به عرش کلاهم
نیستم ایمن مگر به حضرت جانان
ور به حریم حرم دهند پناهم
بنده ی خویشم بخوان که با همه خواری
در گذرد شوکت و شکوه ز شاهم
آن قدر از بسترم مرو، چو زدی زخم
کز قدمت عذر خون خویش بخواهم
چشم تو گر کار باده می نکند چون
مست و خراب افکند به نیم نگاهم
از شب هجران مگو قیاس مفرما
زلف پریشان خود به روز سیاهم
کشت مرا با کمال مهر و محبت
هیچ کس آخر نبرد ره به گناهم
تا همه دانند بی وفایی او را
بعد شهادت فکند بر سر راهم
دامن تر بود و کام خشک صفایی
فایده ی آب اشک و آتش آهم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر به بیان عشق و دلبستگی عمیق او به معشوق میپردازد. شاعر تأکید دارد که هیچ چیز جز محبوبش برای او اهمیت ندارد و حتی جان و دینش را نیز فدای او میکند. او از پایینترین مرتبهها به بالاترین مقامها میرسد اگر در خدمت محبوب باشد. همچنین، شاعر به حال و روزی اشاره میکند که از عشق و فراغ معشوق رنج میبرد و میگوید که هیچکس نمیتواند به او در این راه کمک کند. او معتقد است که وفاداری معشوق او را به درد آورده و این بی وفایی را در نهایت همه خواهند شناخت. در نهایت، شاعر به ناامیدی و زحمات عاشقانهاش از عشق ناکام اشاره میکند.
هوش مصنوعی: حضور و عدم وجود را مطرح نکن، چرا که من شاهدی دارم از این که در زندگیام، جز تو هیچ چیز دیگری نمیخواهم.
هوش مصنوعی: دین و ایمان و دلم را از دست دادهام و اگر جان و سر من هم برود، برای برخی از راه تو همه مقام و منزلت و جایگاهم را نیز فدای تو میکنم.
هوش مصنوعی: اگر برای خدمت به دوست و احترام به او دست دراز کنم، با وجود تمام ضعف و پستیام، همچنان برتری و ارزشمندیام افزایش مییابد و به مرتبهای بلند میرسم.
هوش مصنوعی: من وقتی احساس امنیت میکنم که در آغوش محبوبم باشم، و اگر به حرمش راهی باشد، آنجا میتوانم جای امنی پیدا کنم.
هوش مصنوعی: من همواره در خدمت تو هستم و با اینکه ممکن است موقعیتم نازک و ذلیل باشد، اما قدرت و عظمت و جلال پادشاهی از میان میرود.
هوش مصنوعی: به اندازهای از کنارم دور نشو که به خاطر زخمهایی که به خاطر تو به دلم نشسته، مجبور شوم از خون خودم عذرخواهی کنم.
هوش مصنوعی: اگر چشم تو کار باده را انجام ندهد، به گونهای که من را مست و خراب کند، کافی است که یک نیم نگاهی به من بیندازی.
هوش مصنوعی: از شب جدایی چیزی نگو و خودت را با گیسوان آشفتهام در روزهای تاریک مقایسه نکن.
هوش مصنوعی: با تمام عشق و محبت، مرا به زراعت خود مشغول کرد، اما هیچکس نتوانست مرا به گناه و اشتباه بیندازد.
هوش مصنوعی: تا همه بفهمند که او بعد از شهادتش بیوفایی و خیانتی در حق من کرده و این موضوع بزرگترین مانع در مسیر من شده است.
هوش مصنوعی: دامن خیس و دل خشک، فواید اشک و آتش آه را نمایان میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من که صغیر و غریق بحر گناهم
رشگ برد آسمان به رفعت و جاهم
کاین ده و چارند در دو کون پناهم
حال تباهم مبین و روی سیاهم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.