به مهر روی ماهی عهد بستم
که عهد مهر مه رویان شکستم
شدم تابنده ی آن سرو آزاد
ز بند بنده و آزاد رستم
مرا تنها کجا بود اینقدر دل
که چندین دل بهر عضو تو بستم
نظر نتوانم از روی تو برداشت
بخوان گو شیخ و صوفی بت پرستم
خوشم کاین خاکساری سربلندی است
اگر بالای سروت ساخت پستم
چو دامن سر به پایت سودمی باز
رسیدی گر به دامان تو دستم
به یاد آید ترا ز اول که گفتی
چو دیی ر کمندت پای بستم
ز نوش وصل مرهم خواهمت ساخت
چو از نیش فراقت سینه خستم
بدین امید در راهت شب و روز
گهی برخاستم گاهی نشستم
به جان تن زندگی دارد دریغا
عجب دارم که من چون بی تو هستم
دگر ننهم ز خلوت پای بیرون
گر از دست تو ای صیاد جستم
روا نبود ملامت بر صفایی
که من هم رشته طاقت گسستم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق صحبت میکند. او با بیان اینکه عهدی با مهر روی ماه بسته، در واقع نشان میدهد که عشقش برای او بسیار ارزشمند و تعهدآور است. او از رهایی و آزادگی میگوید و اینکه چطور از بندهای دنیوی فراق رسته است. شاعر به قدرت دلبستگیاش اشاره میکند و میگوید که دلش به خاطر عشق معشوق چندینبار شکسته شده است.
در ادامه، او با اشاره به محنت ناشی از دوری، به یادآوری از نخستین جداییها و آرزوی وصال اشاره میکند و ابراز میکند که در انتظار وصال، شب و روز را به سر میکند. در نهایت، شاعر اذعان میکند که بدون عشق معشوق، زندگیاش بیمعنا شده و حتی اگر به دنبال رهایی باشد، نمیتواند از عشق خالص خود دست بکشد. او همچنین تأکید میکند که نمیتوان او را به خاطر احساساتش ملامت کرد، چرا که طاقت دوری را از دست داده است.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت چهره ماهی، قولی برای خودم گذاشتم که به وفاداری و محبت به محبوبان معروف بپردازم، اما متاسفانه این عهد و پیمان را شکستم.
هوش مصنوعی: من مانند آن سرو بلند و آزاد درخشیدم و از بند رهایی یافتم، چون رستم که آزاد است و بدون محدودیت زندگی میکند.
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم این همه دل را تنها برای تو و اعضای وجودت بسیج کنم؟
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به سادگی از نگاه تو چشم بردارم، هرچند که بگویم من یک شیخ و صوفی هستم و بتپرست.
هوش مصنوعی: من از این که در این دنیا مقام خاکساری دارم خوشحالم، چون اگرچه در پایینتر از تو هستم، اما این موقعیت در برابر عظمت تو برای من افتخار و سربلندی به حساب میآید.
هوش مصنوعی: وقتی که دوباره به پای تو برسم، اگر دستم به دامن تو برسد.
هوش مصنوعی: به یاد تو میآید زمانی که گفتی همچون دیوی، پای تو را به کمند گرفتم.
هوش مصنوعی: از لذتی که در وصل تو دارم، دارویی برای درد جداییام میسازم، زیرا از زخم دوری و فراق تو، قلبم خسته و آزار دیده است.
هوش مصنوعی: من بر این امید که در راه تو هستم، شب و روز گاهی تلاش کردهام و گاهی استراحت کردهام.
هوش مصنوعی: به جان ادامهٔ زندگی دارم، اما افسوس که نمیدانم بدون تو چطور میتوانم باشد.
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوانم از تنهایی بیرون بیایم، اگر تو را همچون صیادی بپایم و از دستانت بگریزم.
هوش مصنوعی: انتقاد و سرزنش بر کسی که در تلاش است و از آرامش خود دست کشیده، چندان مناسب نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز فرمان تو خشنودیت جستم
چنین آزاد مردی را ببستم
مو آن دل داده یکتا پرستم
که جام شرک و خود بینی شکستم
منم طاهر که در بزم محبت
محمد را کمینه چاکرستم
اگر دین دارم و گر بت پرستم
بیامرزم به هر نوعی که هستم
درآمد دوش ترک نیم مستم
به ترکی برد دین و دل ز دستم
دلم برخاست دینم رفت از دست
کنون من بی دل و بی دین نشستم
چو آتش شیشهای می پیشم آورد
[...]
چه دیدم خواب شب کامروز مستم
چو مجنونان ز بند عقل جستم
به بیداری مگر من خواب بینم
که خوابم نیست تا این درد هستم
مگر من صورت عشق حقیقی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.