ز چاک سینه اگر بر کشم فغانی چند
به یک نفیر بهم بر زنم جهانی چند
سرشک دل نکند تا سرای تن ویران
نهادم از مژه بردیده ناودانی چند
به جان فشانی و سربازیم اشارت کن
اگر به عهد حرام یابد امتحانی چند
سوای مهر تو عشاق را بسته که دید
ستاره ای که شود ماه آسمانی چند
مرا شمر سگ این آستان به حکم وفا
یکی حساب کن از خیل پاسبانی چند
ز طره تو به زلف بتان چه فرق که نیست
چنان که نسبت ثعبان به ریسمانی چند
فتم اسیر تو زلفا چه دوده ای که فتاد
اسیر هر خم موی تو دودمانی چند
چه پرسی از دل خود کشتگان خفته به خون
فتاده بر سر کوی تونیم جانی چند
ز تار زلف تو پیران خمیده جز تو جوان
که بست یک ره از این دست بدگمانی چند
مرا صفایی و سودای خوب رویان چیست
کجا برآمده یک پیر با جوانی چند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و دلبستگیهای عمیق خود به معشوق سخن میگوید و به آثار ویرانگر عشق اشاره میکند. او از حیرت و شگفتی ناشی از زیبایی معشوق میگوید و بر این نکته تأکید میکند که عشق او را چون اسیر کرده و زحمات و جانفشانیهای او در عشق بیپایان است. همچنین شاعر به تعارض میان پیری و جوانی و تأثیر آن به واسطه عشق اشاره میکند و در نهایت به خصیصههای محبت و تلاش عاشقانه در برابر مشکلات و حرمانهای عشق تأمل مینماید.
هوش مصنوعی: اگر از عمق وجودم نالهای سر دهم، میتوانم با یک فریاد، جهانی را تحتتاثیر قرار دهم.
هوش مصنوعی: دل پریشانم را به زمین ویران تن نرساندم، زیرا از چشمهای گریانم چندین ناودان ساختهام.
هوش مصنوعی: اگر نیاز به فداکاری و ایستادگی باشد، به ما اشاره کن؛ اگر قرار بر این باشد که در عهد ناپاک و نامشروع آزمایشهای گوناگونی صورت گیرد.
هوش مصنوعی: جدای از عشق تو، قلب عاشقان در حبس است، چه کسی میتواند ستارهای را ببیند که بتواند در آسمان مانند ماه بدرخشد؟
هوش مصنوعی: مرا همچون یک سگ وفادار این درگاه به حساب بیاور و در میان بسیاری از نگهبانان، یک نفر به حساب بیاور.
هوش مصنوعی: از پیچ و تاب موی تو و زلف معشوقان چه فرقی دارد، چون هیچ چیز مانند نسبت مار به ریسمانی نیست.
هوش مصنوعی: من به دست زلف تو اسیر شدم، چه دردسر بزرگی است که بسیاری از افراد به خاطر هر پیچ موی تو، گرفتار و مجذوب شدهاند.
هوش مصنوعی: تو از دل خود چه میپرسی؟ کسانی که در خون خود غرق شدهاند و در گوشهٔ کوی تو، آرام گرفتهاند، جانشان چندان است؟
هوش مصنوعی: از پیچ و خم موهای تو، تنها جوانی که این دلغک و بدگمانی را رها کرده، مشاهده نمیشود. تمام سالخوردگان تنها در سایههای تار زلف تو ماندهاند.
هوش مصنوعی: در اینجا شخصی به زیبایی و دلربایی معشوقان اشاره میکند و میپرسد که از کجا آمدهاند و چه ارتباطی میان یک سالخورده و چند جوان وجود دارد. این سوال نشاندهنده کنجکاوی و تحیر او دربارهی جاذبههای زندگی و روابط انسانی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز دل که رفت به تاراج دلستانی چند
به ما نمانده به جز ناله و فغانی چند
نماند گرچه ز من غیر استخوانی چند
نشاندهام به ره تیر او نشانی چند
دگر به کوچهٔ خوشابروان مرو ای دل
[...]
امان نداد جدایی مرا زمانی چند
که التماس کنم از اجل امانی چند
دلا به سینه ی جانان گذر مکن زنهار
که بسته نرخ نگاهی به نقد جانی چند
عمارت دل ویران مجوی از آن که به هیچ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.