اشکی که به گلشن چمنآرا نکند کس
زنهار که از دیده تمنا نکند کس
محکم نشود جذبهٔ قلاب محبت
تا از ته دل در دل هم جا نکند کس
بردار ز رخ پرده چو خورشید که هرگز
از سهو دگر یاد مسیحا نکند کس
خوش نعمت عام تو زبان همه را بست
تا از تو دگر شکوهٔ بیجا نکند کس
بر عاجز و بیچاره اگر رحم ثواب است
پس رحم چرا بر تو سعیدا نکند کس؟


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با زبانی سوزان از ناکامیها و حسرتهای عاطفی خود سخن میگوید. او به تلخی اشاره میکند که هیچکس محبت واقعی را تجربه نمیکند و هیچکس نیز از دل و عمق وجود خود به کسی عشق نمیورزد. شاعر به پردهنشینی خورشید اشاره میکند و تاکید میکند که دیگران هیچگاه بر او شفقتی نمیورزند. در نهایت، با نگرشی ناامیدانه، او از این مینالد که حتی در سختیها و تیرگیهای زندگی نیز بر او رحمی نمیشود.
هوش مصنوعی: اگر کسی برای گلستان زیبا اشکی نریزد، مراقب باش که هیچ کس از دلش آرزویی نکند.
هوش مصنوعی: اگر عشق و محبت واقعی و عمیق نباشد، هیچ کس نمیتواند به طور کامل و از صمیم قلب در دل دیگران جای گیرد.
هوش مصنوعی: چهرهات را نمایان کن، همانطور که خورشید همیشه در آسمان میتابد، چرا که هیچکس فراموش نمیکند که چهرهٔ زیبای تو مانند یاد مسیحا است.
هوش مصنوعی: خوشی و نعمتی که تو به همه بخشیدهای، گویندگان را خاموش کرده است تا هیچکس دیگر از تو بیجا گلایه نکند.
هوش مصنوعی: اگر بر ناتوانان و بیچارهها رحم کردن پاداش دارد، پس چرا هیچکس بر تو، ای سعید، رحم نمیکند؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مغرور کسی به که درت جا نکند کس
وصلی که محالست تمنا نکند کس
نی یوسف مصری تو که در بیع کس آیی
بیعانهٔ جان چیست که سودا نکند کس
روشن نکند چشم کس این طرفه عزیزیست
[...]
حیف است که سر در سر مینانکند کس
با دختر رزعیش دوبالا نکند کس
زان پیش که در خاک رود، قطره خود را
حیف است که پیوسته به دریا نکند کس
در گرگ نبیند اثر جلوه یوسف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.