گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
خواجوی کرمانی

چشم پرخواب گشودی و ببستی خوابم

و آتش چهره نمودی و ببردی آبم

آنچنان تشنه لعل لب سیراب توام

کاب سرچشمه ی حیوان نکند سیرابم

دوش هندوی تو در روی تو روشن می گفت

[...]

جهان ملک خاتون

به درد عشق تو درمان نیابم

ببرد از من به دستان هوش و تابم

ز دست غمزه غمّاز شوخت

برفت از دست باری خورد و خوابم

حدیث عشق رویت با طبیبان

[...]

ابن حسام خوسفی

زلف آشفته همی تابی و من می تابم

آتش چهره میفروز که من در تابم

شب خیال تو به بالین من آمد گفتم

آه کامد به سرم عمر و من اندر خوابم

ما درین بحر به کشتی تو یابیم نجات

[...]

صائب تبریزی

گر شوی با خبر از سوز دل بیتابم

دم آبی نخوری تا نکنی سیرابم

محرمی نیست در آفاق به محرومی من

عین دریایم و سرگشته تر از گردابم

شور من حق نمک بر همه دلها دارد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه