|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به اهمیت توجه و تلاش در زندگی اشاره میکند. او میگوید اگر با اراده و عزم قوی (مانند مجنون در دامن صحرا) تلاش کنی، میتوانی بر مشکلات غلبه کنی. همچنین، از بیتوجهی به کارهای بیفایده انتقاد میکند و پیشنهاد میدهد که باید وقت خود را صرف کارهای مفید و صحیح کرد. در نهایت، تأکید میکند که برای رسیدن به اهداف خود، باید راست و استوار بود، چون تأسیس کار درست به قامت و ارادهی قوی نیاز دارد.
هوش مصنوعی: اگر پاهای خود را مانند مجنون جمع کنی و در دامن بیابان بروی، میتوانی لیلی را که به خاطر بینیازیاش سرگردان شده، تحت کنترل درآوری.
هوش مصنوعی: بدون فکر و تأمل در کارهای بیفایده زمانت را هدر میکنی، در حالی که وقتی به کارهای درست و حق میرسی، همیشه امروز را به فردا میاندازی.
هوش مصنوعی: برای موفقیت در کارهایت، باید راست و صحیح عمل کنی، زیرا اگر مانند حرف الف ایستاده باشی، به راحتی به هدف میرسی. اما اگر مانند حرف میم خمیده باشی، نمیتوانی به خوبی پیش بروی و باید سر خود را پایین نگهداری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در فنون شاعری جامی ز حد بردی سخن
وقت آن آمد که در کنج خموشی جا کنی
پیر گشتی در سواد شعر بردن با بیاض
چون قلم ترسم که روزی سر درین سودا کنی
مایه مدح و غزل دانی که هست اکثر دروغ
[...]
چند ای دل نامه وصف بتان املا کنی
ذکر خوبان پری رخسار مه سیما کنی
گه زنی از غمزه مردم کش خون ریز دم
گه زبان در مدحِ لعلِ دُرفِشان گویا کنی
گه ز شوق خال داغی بر دل پر خون نهی
[...]
بی تامّل صرفِ نقدِ وقت ، در دنیا کنی
چون به کار حق رسی امروز را فردا کنی
دست خود از چرک دنیا گر توانی پاک شست
دست در یک کاسه با خورشید چون عیسی کنی
سنبل و ریحان شود در خوابگاه نیستی
[...]
همچو شمشیر ای پسر گر جوهری پیدا کنی
میتوانی جای خود را در دلی پیدا کنی
چهرهای چون برگ گل داری تنی چون بوی گل
حیف اگر جز در دل اهل محبّت جا کنی
سینة آیینه داری در درون پیرهن
[...]
پیش از آن کاندر سرِ دارِ ملامت جا کنی
طعنه مخلوق را بر گوش جان اصغا کنی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.