گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حکیم نزاری

جز عشق پیشوا نکند هر که عاشق است

زیرا که عاشقان همه را عشق سایق است

تسلیم راه عشق کند هر چه هست و نیست

وین کار عاشقی است که در عشق صادق است

گر بر عدم نباشد عاشق پسند نیست

[...]

ناصر بخارایی

بر آفتاب روی تو تا دیده عاشق است

از حسن مطلع سخنم صبح صادق است

گر شمع سوز دل به زبان آورد رواست

او مؤمن و دل به زبانش موافق است

جان را به عشق سابقه‌ای بود در ازل

[...]

اسیری لاهیجی

ذرات کون پرتو خورشید مطلق است

در بحر عشق جمله جهان همچو زورق است

دارد فراغت از من و مائی و هست و نیست

اندر محیط مستی او هر که مغرق است

زاهد نبرد بهره از ذوق عارفان

[...]

جیحون یزدی

بر اضداد چون قدم حدوثش موافق است

همانگه که راتق است همانگاه فاتق است

بیک شب بیک بدن مه چل سرادق است

ز سهمش زمان رزم مغارب مشارق است

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه