گنجور

غزل شمارهٔ ۶۹۶۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خرابم کرده چشم نیم مستی

که دارد همچو مژگان پیشدستی

شرابی خاص در پیمانه دارد

ز چشم مست او هر می پرستی

پریزادی است مژگانت که از چشم

گرفته در بغل آهوی مستی

درین پستی چه می کردم چو شهباز

نمی دادم اگر دستی به دستی

سرافرازی رسد آزاده ای را

که دارد در بغل چون سرودستی

ز نقصان می پذیرد مه تمامی

درستی ها بود در هر شکستی

تزلزل نیست در اطوار عاشق

بنای عشق را نبود نشستی

زبون آرزو تا کی توان بود؟

چه عاجزمانده ای در خار بستی؟

ز خود تا نگذری صائب چو مردان

اگر در کعبه باشی بت پرستی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فال حافظ