گنجور

غزل شمارهٔ ۶۸۷۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بر این مباش که خون در دل نیاز کنی

به قدر مرتبه حسن خویش ناز کنی

خوش است غارت دل ها، ولی نه چندانی

که عمر جلوه خود صرف ترکتاز کنی

نهایتش گرهی چند وا کند از زلف

ز دست کوته ما چند احتراز کنی؟

نظر به جانب من کن که چند روز دگر

غبار خط نگذارد که چشم باز کنی

وفا جبلی خوبان نمی شود صائب

چه لازم است سخن را عبث دراز کنی؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور