گنجور

غزل شمارهٔ ۶۳۷۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

یا حلقه ارادت ساغر به گوش کن

یا عاقلانه ترک در می فروش کن

چون می درین دو هفته که محبوس این خمی

سرجوش زندگانی خود صرف جوش کن

بسیار نازک است سخن های عاشقان

بگذار گوش را و سرانجام هوش کن

چون صبح در پیاله زرین آفتاب

خونابه ای که می دهد ایام نوش کن

از بی قراری تو جهان است پر خروش

این بحر را به لنگر تمکین خموش کن

زان پیشتر که خرج کند گفتگو ترا

پهلو تهی ز صحبت این خودفروش کن

از روی تلخ توست چنین مرگ ناگوار

این زهر را به جبهه واکرده نوش کن

وصل گل از ترانه شب عندلیب یافت

زنهار در کمینگه شبها خروش کن

از نافه می توان به غزال ختن رسید

جان را فدای مردم پشمینه پوش کن

ساقی صبوح کرده ز میخان می رسد

صائب وداع صبر و دل و عقل و هوش کن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان