گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۰۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بلبلم اما رسد بر لاله و گل ناز من

دست گلچین می رود از کار از آواز من

رشته ذوق گرفتاری به بالم بسته اند

نگذرد از گوشه بام قفس پرواز من

جوهرم را تا به سنگ امتحان زد کوهکن

تیشه فولاد خود را کرد پای انداز من

سهل باشد از فغانم گر قفس مجمر شود

بیضه چون فانوس بود از شعله آواز من

همچو شاخ پر ثمر وقت است پشتش بشکند

از هجوم عندلیبان گوشه های ساز من

تا به دارالامن صلح کل رسیدم، کبک مست

خواب راحت می زند در چنگل شهباز من

صبحم، اما چون شبم در پرده پوشی ها مثل

مشرق لب را نداند آفتاب راز من

سر فرو نارد به شاخ پست طوبی فطرتم

می زند پر در فضای لامکان، انداز من



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify