گنجور

 
صائب تبریزی
 

نه می به جام و نه گل در کنار می خواهم

تبسمی ز لب لعل یار می خواهم

نیم ز رفتن گلهای بوستان غمگین

زمان حسن ترا پایدار می خواهم

چو گل برای تماشاییان دلتنگ است

گشایشی اگر از نوبهار می خواهم

به ساده لوحی من شیشه ای ندارد چرخ

که رحم از دل سنگین یار می خواهم

متاع هستی من هر چه هست باختنی است

ز عشق دست و دلی در قمار می خواهم

نرفت یک قدم از پیش، کارم از ماندن

هنوز مهلت ازین روزگار میخواهم

نمی توان خمش از سینه های گرم گذشت

چراغ داغی ازین لاله زار می خواهم

رسیده مشق جنونم چنان که نتوان گفت

نوازشی ز نسیم بهار می خواهم

یکی است محرم و بیگانه پیش غیرت من

ترا نهفته ز خود در کنار می خواهم!

ازان لب شکرین گر طمع کنم صائب

هزار بوسه، یکی از هزار می خواهم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.