گنجور

غزل شمارهٔ ۵۳۱۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بر دل نازک گرانی می کند اندیشه ام

سنگ می گردد زناسازی پری در شیشه ام

خنده سوفار از دلتنگیم پیکان شود

بگذرد گر ناوک او از دل غم پیشه ام

نیست یک مو برتنم بی داغ عالمسوز عشق

دیده شیرست کرم شبچراغ بیشه ام

زود می پیچم بساط خودنمایی را بهم

گردبادم نیست در خاک تعلق ریشه ام

هیچ کس از مستی سرشار من آگاه نیست

بوی می نتوان شنیدن از دهان شیشه ام

نامدار از کان برآید درزمان من عقیق

تیزی الماس دارد ناخن اندیشه ام

شرم می آید ز تردستان مرا هرچند ساخت

آتش یاقوت راخاموش آب تیشه ام

بر دلم صائب چو کوه قاف می آید گران

گر پری داخل شود در خلوت اندیشه ام



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.