گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۹۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز موج لطف ،آن سیمین بنا گوش

مرا کرده است چون خط حلقه درگوش

به چشم من بهشت و جوی شیرست

رخ گلرنگ و آن صبح بنا گوش

همان درزیر خاکم می پرد چشم

که این می در قدح ننشیند از جوش

نیاسوده است تا واکرده ام چشم

مرا چون غنچه از خمیازه آغوش

چو خط از چهره خوبان، هویداست

به چشم موشکافان بیت ابرویش

خلد چون خار، گل درپرده چشم

گران چون سنگ باشد پنبه درگوش

خرام خامه مشکین صائب

بود از شوخ چشمان خطاپوش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.