گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۱۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مدار چشم مروت ز خضرو احسانش

که سربه مهر حباب است آب حیوانش

به آب می برد و تشنه باز می آرد

هزار تشنه جگر راچه زنخدانش

بنای عمر مسیح و خضر به آب رسید

هنوز تشنه خون است تیغ مژگانش

زگرد خوان فلک دست حرص کوته دار

که سنگ ریزه منت سرشته بانانش

گشاده روی بود در حریم دیده مور

دلی که وسعت مشرب بود بیابانش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.