گنجور

غزل شمارهٔ ۴۵۲۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از بیم خط آن لب شد باریک وچنین باشد

آن را که چنین زهری در زیر نگین باشد

در خانه زین هر کس شمشاد ترا بیند

داند که رعونت را معراج همین باشد

آن خال معنبر نیست محتاج به کنج لب

دزدی که جگردارست فارغ ز کمین باشد

از در ثمین گردید پهلوی صدف لاغر

با هر که شود جانان همخانه چنین باشد

سر رشته یکتایی در ترک خودی بسته است

شیرازه این اوراق از چین جبین باشد

عیسی ز سبکروحی بر چرخ کند جولان

قارون ز گرانجانی در زیر زمین باشد

هر جا دل هر کس هست آنجاست مقام او

در روی زمین عارف برعرش برین باشد

هر گز نشود سر سبز در کان نمک ریحان

مشکل که بر آرد خط لب چون نمکین باشد

از ناله مجنون شد پرشور بیابانها

گفتار جگر ریشان صائب نمکین باشد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر