گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
صائب تبریزی
 

تا بهله محرم کمر آن نگار شد

دست ز کار رفته ام امیدوار شد

گویند چشم روشنی هم غزالها

هر جا که آن نگار به عزم شکار شد

هر خنده ای که کبک درین کوهسار زد

شد زخم چون به ناخن شاهین دچار شد

شد داغدار چهره ام از اشک آتشین

برگ خزان رسیده من لاله زار شد

دلخوش کنی نماند اسیران عشق را

هر جا غمی که بود مرا غمگسار شد

گلرنگ شد ز خون جگر پرده های دل

تا همچو بوی گل نفسم بی غبارشد

عالم به خاکروبی میخانه چشم داشت

این منزلت نصیب من خاکسارشد

سنگ ملامتم ز سلامت نگاهداشت

دشمن مرا ز دشمن دیگر حصار شد

دریک نفس رسید چوشبنم به آفتاب

آن را که ختم عمر به بوس وکنارشد

ته جرعه حیات مرا آب خضر گشت

از عمر آنچه صرف تماشای یار شد

صائب شدم به حاصل عزلت امیدوار

تا عنبر از محیط نصیب کنار شد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.